<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>برابری</title>
<link>http://barabarimag.blogfa.com/</link>
<description>نشریه ی اجتماعی، سیاسی و فرهنگی دانشگاه تهران</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 24 Apr 2008 15:48:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>شماره اول نشریه برابری منتشر شد!</title>
<link>http://barabarimag.blogfa.com/post-17.aspx</link>
<description>&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;          - &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;A href=&quot;http://www.barabarimag.blogfa.com/post-16.aspx&quot;&gt;برابر نهاد&lt;/A&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;          - &lt;/STRONG&gt;&lt;A href=&quot;http://www.barabarimag.blogfa.com/post-15.aspx&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;نقدی بر درس تنظیم خانواده&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;STRONG&gt;          - &lt;/STRONG&gt;&lt;A href=&quot;http://www.barabarimag.blogfa.com/post-14.aspx&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;مسائل بهداشت زنان&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;STRONG&gt;          - &lt;/STRONG&gt;&lt;A href=&quot;http://www.barabarimag.blogfa.com/post-13.aspx&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;معرفی نظریه های فمینیستی - بخش دوم&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;STRONG&gt;          - &lt;/STRONG&gt;&lt;A href=&quot;http://www.barabarimag.blogfa.com/post-12.aspx&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;گزارش خبری-تحلیلی جنبش زنان در اسفند ماه ۱۳۸۶&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;STRONG&gt;          - &lt;/STRONG&gt;&lt;A href=&quot;http://www.barabarimag.blogfa.com/post-11.aspx&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;برابری&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;STRONG&gt;          - &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;A href=&quot;http://www.barabarimag.blogfa.com/post-10.aspx&quot;&gt;زنی عاشق که با جغد دهشت در پرواز است&lt;/A&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://barabarimag.persiangig.com/document/barabari-n1.pdf&quot;&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://barabarimag.persiangig.com/image/fp/fp-n1.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;دریافت نشریه در یک فایل&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 24 Apr 2008 15:48:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=barabarimag&amp;postid=17</comments>
<dc:creator>barabarimag</dc:creator>
<guid>http://barabarimag.blogfa.com/post-17.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>برابر نهاد</title>
<link>http://barabarimag.blogfa.com/post-16.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;مریم امیری&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;سال 86 سال پرماجرا و پر جنجالی بود. نشیب و فرازهای پرونده هسته ای و قطع نامه های شورای امنیت که یکی پس از دیگری علیه ایران صادر شد، طرح ارتقا امنیت ملی، سهمیه بندی بنزین، دستگیری شهروندان ایرانی ـ امریکایی و اعتراف تلویزیونی آنها، دستگیری تفنگداران نیروی دریایی انگلیس در خلیج فارس، مرگ چهره های هنری ـ ادبی ، قیصر امین پور، احمد بورقانی، اکبر رادی، انتخابات مجلس و ... همگی اتفاقاتی بود که هر یک برای مدتی تیتر اول خبری رسانه ها بود و البته همگی ـ به تناسب تاثیری که بر  افکار عمومی جامعه داشتندـ عمر خبری کوتاهی داشتند.&lt;BR&gt;و اما سال 86 برای زنان سال پر ماجراتر و پردردسرتری بود. می توان گفت این سال، آغازی دوباره بود برای مباحثی که طی دهه اخیر به نوعی تعدیل شده و سعی می کرد چهره دیگری از خود به نمایش بگذارد. &lt;BR&gt;از جمله بحث حجاب بود که در قالب طرح ارتقا امنیت اجتماعی با ارتجاعی ترین شکل ممکن یعنی فشار پلیسی سعی کرد خود را قبل از دهه 70 برساند و شعار قدیمی ”یا روسری یا توسری“ را احیا نماید. عنوان جعلی طرح، از یک سو بد حجابی را یک ”تهدید ملی“ عنوان می کرد و از سوی دیگر صراحتا نوع پوشش زنان را مسئول کلیه ناامنی های اجتماعی و خودِ زنان را مستوجب قهر و اهانت و شایسته القابی نظیر فاحشه، روانی، فاسدالاخلاق، مانکن و ... معرفی می کرد. همانطور که یکی از روحانیون مطرح مشهد بی پرده اعلام کرده بود تمام اوباش‌گري‌ها و بي‌امنيتي‌ها از يک چيز سرچشمه مي‌گيرد و آن بي‌حجابي زنان است! &lt;BR&gt;طرح به اصطلاح امنیت اجتماعی از روز نخست اردیبهشت ماه کلید خورد و در روز بعد میادین اصلی شهر چهره تازه شهری تندخو و خشمگین را با حضور ون های نیروی انتظامی به خود گرفتند. شهری که زنانش از تردد در آن منع شدند.  در روز دوم اردیبهشت 117 زن توسط نیروی انتظامی بازداشت شدند. این رقم تا اواسط خرداد ماه به 14 هزار دستگیری و 67 هزار تذکر لسانی رسید. به تدریج طرح ابعاد گسترده تری به خود گرفت و به ادارات دولتی، اماکن نیمه عمومی و حتی بیمارستانها راه یافت. در این میان مرگ مشکوک یک پزشک زن در همدان در بازداشتگاه منکرات برای مدتی خبرساز بود. &lt;BR&gt;طرح به اصطلاح ارتقا امنیت اجتماعی عنوان جنجال برانگیزترین خبر مربوط به زنان را به خود اختصاص داد و نقدها و تحلیل های بسیاری را به خود جلب کرد، به این علت که مستقیما زندگی خصوصی بخش اعظم زنان و مردان طبقه متوسط جامعه شهری را هدف می گرفت و هیچ یک از آنان نمی توانستند، همانند بسیاری رخدادهای دیگر، آن را نادیده بگیرند. ـ هر چند که این توافق همگانی در نارضایتی در حد همان نق زدن های خلوت شخصی باقی ماند و منشاء اثر هیچ اعتراض سازمان یافته ای نشد، به طوریکه رئیس پلیس تهران جرأت کرد آمار رضایت از طرح را  تا 86% بالا ببرد!  ـ &lt;BR&gt;علی رغم این، در لایه های دیگر جامعه ماجراهایی در حال اتفاق افتادن بود کهحساسیت های عام را بر نمی انگیخت. در سال 86 برای نخستین بار آمار اعدام ها بالاترین رقم در سطح جهان پس از چین اعلام شد و آمار سنگسار نیز نسبت به گذشته افزایش داشت و هم اکنون دست کم 11 تن در انتظار اجرای حکم سنگسار می باشند. &lt;BR&gt;همزمان با افزایش مصادیق نقض حقوق بشر، عرصه بر فعالین حقوق زنان هر روز تنگ تر شد. سال 86 سالی بود که بیش از 40 نفر از زنان فعال مدنی دستگیر و راهی بازداشتگاه شدند. به روایتی دیگر »در سال گذشته حدود 100 زن فعال مدنی حداقل یک شب  را در بند گذرانده و به طور متوسط بیش از 7 بار برای پاسخ به سوالات راهی دادگاههای سراسر کشور شده اند« در این میان لغو امتیاز ماهنامه زنان در هشتم بهمن ماه، با بهانه سلب امنیت روانی جامعه، 16 سال پس از انتشار، این پیام را دوباره گوشزد کرد که فمینیسم، حتی از نوع اسلامی آن اکنون به یک خطر تبدیل شده است. نتیجه این اقدام از دست رفتن تنها تریبون زنان در عرصه مطبوعات بود که پس از مسدود شدن تریبون های فضای مجازی ضربه دیگری بر پیکر فعالیت های حوزه زنان بود.&lt;BR&gt;در عرصه قوانین نیز، سال 86 سال خوبی نبود. در این سال پس از آنکه طرح دیه برابر زنان و مردان که از مدتها پیش توسط مقامات کشوری و نمایندگان مجلس وعده داده شده بود و حتی در اوایل خرداد در دستور کار مجلس قرار گرفت به فراموشی سپرده شد، لایحه حمایت از خانواده در شهریور ماه از سوی دولت به مجلس آورده شد. لایحه ای که داد همه را درآورد و حتی زنان اصولگرا و برخی مراجع تقلید نیز این میزان جفاکاری در حق زنان را تاب نیاوردند. 550 تن از فعالین حقوق زنان نیز در نامه ای به نمایندگان مجلس اعتراض خود را اعلام کردند. ماده  جنجالی این طرح صدور حق ازدواج مجدد مردان با مجوز دادگاه و بدون نیاز به اجازه همسر اول و تقلیل دادن شروط ازدواج دوم به استطاعت مالی و تعهد به برقراری عدالت میان همسران بود. بسیاری آن را مجوز شهوت رانی برای مردان متمول می دانستند و عده دیگر معتقد بودند این ماده به معنی نادیده گرفتن حقوق اولیه عاطفی و احساسی زنان است.  به هر طریق مجلسی ها ترجیح دادند این لایحه را فعلا مسکوت گذارند.&lt;BR&gt;در پاییز سال گذشته طرح سهمیه بندی جنسیتی در دانشگاه علیه دختران رسما اعلام و جزییات آن در روزنامه های رسمی سیزدهم آبان ماه از زبان وزیر علوم تشریح شد. با اجرای این طرح تبعیض علیه دختران به بهانه به هم خوردن تعادل جنسیتی در دانشگاه ها، صورت رسمی به خود گرفت و در واقع مسئله نگران کننده برای ارائه کنندگان طرح، پیش افتادن دختران از پسران و حضور ”زیاده از حد“ زنان در عرصه های عمومی بود. انتقادی که عموما محافل حقوقی به این طرح وارد می دانستند تقسیم کار ناعادلانه جنسیتی در زیر عنوان فریبکارانه ”ایجاد تعادل“  است. این کار به وضوح به معنی  گرفتن فرصت های شغلی مطلوب از زنان و سپردن آنها به مردان است.&lt;BR&gt;طرح تفکیک جنسیتی کتب درسی نیز در بهمن ماه توسط سرپرست وزارت آموزش و پرورش مطرح شد. با این بهانه که دختران و پسران هم سن و سال روحیه و نیازهای متفاوتی دارند و »بنابراین ضرورت دارد در برنامه درسی ملی و به تبع آن کتاب‌های درسی به این نیازها پاسخ گوید« شاید این طرح قصد دارد محدودیت ورود دختران به دانشگاه ها را در همان سال های ابتدای تحصیل نهادینه کند.    &lt;BR&gt;اتفاقات خوبی هم در مجلسِ سال گذشته روی داد که از آن جمله یکی تصویب طرح ارث بری زنان از عرصه بود که در 28 آذرماه در مجلس مطرح شد. به این ترتیب زنان که تا این هنگام تنها از اموال منقول شوهر خود ارث می بردند حال  می توانند از عرصه آن نیز منتظر سهمی باشند. این موضوع علی الخصوص برای زنان روستایی که شوهرانشان اغلب دارایی دیگری جز زمین ندارند باعث خوشحالی شد. طرح دیگری در دی ماه به تصویب رسید که به موجب آن حقوق وظیفه مادر متوفی همچون پدر متوفی به فرزندان می رسد. هر چند که بیشتر زنان مرده! از آن منتفع می شوند با این حال مانع پایمال شدن حقوق زنی می شود که پس از سالها پرداخت بیمه از حقوق وظیفه خود فوت می کند.&lt;BR&gt;در پایان، زنانی را یادآور می شویم که هر روز از گوشه و کنار کشور خبر قتل و تجاوز به آنها را شنیدیم. علی رغم اظهارات رئیس پلیس تهران درمورد کاهش نرخ جرائم، آمار غیر رسمی حکایت دیگری دارند. ... &lt;BR&gt;انواع و اقسام تجاوزات دسته جمعی و فیلمبرداری از  صحنه تجاوز که در سال گذشته اتفاق افتاد، همچنین قتل های ناموسی بی شمار که طبق اعلام پلیس آگاهی ناجا یک چهارم قتل های کشور را تشکیل می دهند، همگی حکایت از گسترده شدن ابعاد خشونت و درهم شکستن مرزهای اخلاق علیه زنان دارد. دراین میان خبر سنگسار دختر 14 ساله ای توسط پدرش که در بهمن ماه اتفاق افتاد، موجی از حیرت و ناباوری را در افکار عمومی به جای گذاشت. گفته می شود این نخستین بار است که  اجرای حکم سنگسار خارج از قوانین جان کسی را می گیرد و فعالین حقوق زنان را در این نگرانی فرو برد که این کار بدعتی تازه  در شیوه قتل های ناموسی باشد. &lt;BR&gt;به هر طریق سال 86 به پایان رسید در حالیکه بسیاری از حوادث خوب و بد آن را ناگزیر به سال جدید خواهیم برد. اگرچه مجموعه حوادث و اخبار این سال برای زنان رضایت بخش نبود ولی در عین حال شاهد گسترده تر شدن مطالبات و مباحث حقوق زنان بودیم و این  خود می تواند ما را برای  اتفاقات بهتری در سال جاری امیدوار کند.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 24 Apr 2008 15:16:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=barabarimag&amp;postid=16</comments>
<dc:creator>barabarimag</dc:creator>
<guid>http://barabarimag.blogfa.com/post-16.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نقدی بر درس تنظیم خانواده</title>
<link>http://barabarimag.blogfa.com/post-15.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;سارا کرمانیان&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;افزايش جمعيت جهان و سرعت رشد آن، فقدان امكانات بهداشتي و رفاهي كافي و به خطر افتادن سلامت زنان در بارداري هاي متعدد كه همواره مورد غفلت واقع مي شد زمينه ساز ظهور درسي به نام تنظيم خانواده شدند، تا به ظاهر علاوه بر فرهنگ سازي در زمينه ي كاهش زادو ولد به مختصري آموزش هاي بهداشتي و جنسي هم بپردازد.&lt;BR&gt;در واقع من بايد سخنم را با نقد بنيان و اهداف اين درس آغاز كنم و اينكه چگونه از تمام مقوله ي بهداشت باروري و آموزش هاي جنسي مي گذرد و تنها به كنترل جمعيت اكتفا مي كند. گويي سعي دارد با عذاب وجداني پنهاني به جبران الگوهاي ناصحيحي بپردازد كه در دوراني نه چندان دور به  تبليغ آن پرداخته است چرا كه حافظه ي ملت ما هنوز شعارهاي ”ملت بچه دار شويد، جنگ به نيروهاي تازه نيازمند است“ كه مردم را به تقويت ”جيش اسلام“ تشويق مي كرد را از ياد نبرده است و فراموش نكرده چگونه در حالي كه انقلاب را نيمه به پايان رسانديم، جنگ را با شعار كوته بينانه ي ”نبرد تا پيروزي“ ادامه داديم و جبران تلفات انساني آن را در توليد جمعيت بيشتر جستيم. و بر كسي پوشيده نيست وقتي در جامعه اي زن را تنها به نقش ”مادر“ ببينند- موجودي كه حتي در قبال همسر خود نيز پاره اي وظايف مادرانه دارد- چه انتظاري از زن مي توان داشت جز اينكه براي اثبات هست بودن خويش بچه بزايد و بچه بزرگ كند؟! چگونه  مي توان انتظار داشت مادامي كه اين تنافضات برطرف و زير ساخت ها اصلاح نشده اند و مادامي كه زن هنوز جنس دوم اين شطرج پوسيده، روبناي اين بازي زيبا و روشنفكر مآبانه شود؟! و تمام اين اقدامات بي پايه جز فرافكني و سلب مسئوليت از خطاهاي مرتكب شده و در حال ارتكاب و ژست تجدد در برابر رسانه هاي داخلي و خارجي و فراتر از همه ي اين ها تلاش براي كنترل سلول هاي اين جامعه ي سرمايه مدار –يعني خانواده- چه مفهومي مي تواند داشته باشد؟!&lt;BR&gt;ليكن از آنجا كه اين نقد متوجه اهداف درس نيست در ادامه بحث خود را به چارچوب اين درس و بررسي موفقيت يا عدم موفقيت آن بر اساس اهداف فعلي معطوف مي كنم.&lt;BR&gt;مطابق برنامه ي وزارت بهداشت هر درس داراي اهداف مشخص و معيني است. براساس اين برنامه استاد تنها تا 10 درصد حق تغيير اهداف درس مزبور را دارد. هدف درس تنظيم خانواده به اختصار ”آشنا كردن دانشجويان، كه در سنين باروري قرار دارند با مشكلات افزايش جمعيت و روش هاي جلوگيري از آن است كه در كنار اين هدف مقدار كمي هم به بهداشب باروري مي پردازد.“&lt;BR&gt;كلمه ي اول اين جمله يعني ”آشنا كردن“ بايد به معناي آموزش يك سري واقعيات تجربي و علمي باشد. واقعياتي بدون دخول عوامل غير علمي مثل عرف يا دين. حال آنكه بسياري از اساتيد مربوطه مسئله ي كنترل جمعيت را از ديدگاه اسلام بررسي مي كنند و رعايت خط قرمز هاي واهي را در بيان مطالب علمي از ياد نمي برند. &lt;BR&gt;عبارت بعدي يعني ”دانشجويان، كه در سنين باروري قراردارند“ اساساً عبارتي است كه بخشي از آن ناقض بخش ديگر است. در جامعه اي كه سن ازدواج براي دختر 15 سال است چگونه مي توان اظهارداشت اين دانشجو است كه در سن بارداري قرار دارد؟! همواره شاهد مواردي بوده ايم كه به دليل ازدواج هاي زود هنگام و عدم آشنايي زوجين با آموزش هاي جنسي صدمات جبران ناپذيري به زنان وارد شده است. به عبارت بهتر اگر مسئولان در قبال صدمات ناشي از روابط نامشروع كه بسياري از آنان حتي در دوران دبيرستان اتفاق مي افتند مسئوليتي احساس نمي كنند، دست كم بهتر است در قبال آن دسته افرادي كه به دانشگاه راه نمي يابند و يا افرادي كه عمدتا به دليل فقر مالي و فرهنگي در سنين پايين ازدواج مي كنند مسئوليتي احساس كرده و در نظر داشته باشند كه زمان ارائه ي اين درس چه ميزان دير هنگام است. بنا نهادن محور اين درس بر روي جمعيت، كلي سازي ديگري است براي درسي تا اين حد كاربردي كه بايد از مشكلات جمعيتي تنها به مقدمه اي براي تبيين چرايي آموزش مطالب بعدي مدد جويد. شايد اشاره به اين نكته جالب باشد كه درس تنظيم خانواده براي زير گروه هاي علوم تجربي 2 تا 3 واحد و براي ساير رشته ها تنها 1 واحد ارائه  مي شود حال آنكه به ادعاي اساتيد اين درس علي رغم تخصصي بودن اين درس براي دانشجويان رشته هاي تجربي عموماً مطالب فاقد وجه جديد بوده و اغلب مطالب براي ايشان تكراري مي باشد. اما براي دانشجوياني كه انتظارشان از اين درس آموزش مهارت است كلي كردن موضوع تا حد جمعيت و باز هم مسئول نشان دادن ايشان در قبال جامعه – بي آنكه احساس كنند جامعه مسئوليتي را در قبال آنان پذيرفته است- جز فرافكني بيشتر چه سودي دارد؟!&lt;BR&gt;و در كنار همه ي اين ها اندك زماني است كه به بهداشت باروري اختصاص دارد. اين مسئله پرسش ديرينه ي سهم زن چيست را باز هم پر رنگ تر مي كند . گويي آنچه در پروسه ي باروري اهميت دارد نه خواست زن از يك رابطه ي جنسي و نه بهداشت و سلامتي او كه تنها مناسبات جامعه است و بس. در يك دوره او موظف است بزايد، چرا كه جامعه به نيرو احتياج دارد و امروز او حق ندارد بزايد. چرا كه جمعيت جهان در حال انفجار است. هنوز اين مسئله تابويي دست نخورده است كه سهم زن از يك رابطه ”رضايت توام با امنيت“ است. رضايتي كه نه تنها در جامعه ي ما -به لطف اصل  تمكين- كه در تمام مختصات جهان سرمايه مدار -به لطف نظام مرد سالاري- از او سلب مي شود و امنيتي كه جاي خود را تنها به -بايد ها- سپرده است.&lt;BR&gt;آمارها گوياي آند كه درصد بالايي از طلاق ها به دليل عدم رضايت زوجين از رابطه ي جنسي است حال آنكه مسئولين! راه حل را تنها در وادار كردن زن به پذيرش وضع موجود از راه تنگ تر كردن حدود حقوق او در قانون مي بينند و نمي خواهند باور كنند هنوز هستند بسياري دانشجوياني كه اين درس را هم گذرانده اند ولي با آناتومي خود نيز به درستي آشنا نيستند و نمي دانند بيشمارند زناني كه از بيماري هاي مقاربتي رنج مي برند و جامعه ي سركوب گر حتي شهامت بيان دردهايشان را نيز از آن ها سلب كرده است و بيشمارترند زناني كه از رابطه ي خود هيچ رضايتي ندارند اما هرگونه اعتراض آنها با انگ بيشرمي روبه رو مي شود. و همه ي اين ها دلايل محكمی بر ناكارآمدي اين درس و سياست هاي ديگري از اين دست است. چرا كه آنچه در جامعه فرصت هرگونه عمل عقلاني را از فرد سلب می كند حكومت، تابوها و تابو سازي هاي پي در پي از سوي حكومت است كه اگر چه هر روز بيشتر راه به  جايي مي برند، ليكن اثر خود را حتي در محيط آكادميك دانشگاه نيز به جا مي گذارند كه از آن جمله مي توان به تشكيل كلاس اين درس براي هر جنس به صورت جدا اشاره كرد كه اگر چه به اين بهانه كه دانشجويان از پرسيدن سوال هاي خود ابايي نداشته باشند انجام مي پذيرد، ليكن اين پرسش مطرح مي شود كه چگونه دانشجويان سوال خود را مي پرسند، وقتي بسياري از آنان بعد از اين درس بديهي ترين مسائل آموزش هاي جنسي را نمي دانند و حتي با آناتومي بدن خود نيز نا آشنا هستند؟ از سوي ديگر اين جداسازي بهانه اي شده است تا به هر گروه تنها روش هاي جلوگيري از بارداري مربوط به آن جنس آموخته شود!!!&lt;BR&gt;و فراتر از همه ي اين ها اگر نيك بنگريم مي بينيم در دوراني كه از تمام دروس ارائه شده در دانشگاه ها جز قابي بدون عكس باقي نمانده است و نيز ابعاد وسيع رسانه نيز آموزش را به افسانه اي بدل كرده است، بايد از اين چند ساعت درس صرف نظر كرد و به رسانه بازگشت. آنجا كه سهم زن از جامعه در فيلتر كردن نام او خلاصه مي شود!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 24 Apr 2008 15:15:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=barabarimag&amp;postid=15</comments>
<dc:creator>barabarimag</dc:creator>
<guid>http://barabarimag.blogfa.com/post-15.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مسائل بهداشت زنان</title>
<link>http://barabarimag.blogfa.com/post-14.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;پروانه قاسمیان&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;قرار شد به مناسبت روز جهانی بهداشت برای نشریه برابری مطلبی در باره‌ی مسائل بهداشت زنان بنویسم. کتاب‌ها و یادداشت‌هایم را نگاه می‌کردم. دیدم علی رغم برخی دستاوردها، هرآنچه دارم از ایران و جهان، خبرهای هولناک است!&lt;BR&gt;....علی‌رغم تلاش و کوشش‌های فعالان عرصه بهداشت و فعالان اجتماعی، انسان امروز هنوز دچار معضلات و مشکلاتی است که ۴ هزار سال پیش هم داشته ‌است. مثل عدم دسترسی به آب سالم (یک میلیارد نفر)، مرگ و میر براثربارداری و زایمان (مرگ بیش از۵۰۰.۰۰۰ زن در سال*)، تجاوز ، خشونت، جنگ، قاچاق زنان و کودکان و..... این حقایق تلخ باید هر انسانی را به فکر چاره بیاندازد.&lt;BR&gt;مسایل بهداشت زنان از پیش از تولد هر نوزاد دختر و با حس ویرانگر طرد و خشونت آغاز می‌شود، از جایی که با روش‌های سنتی و خرافی قبل از تولد، دختر بودن جنین را تشخیص می‌دهند و برای مادر دل می‌سوزانند، تا آن جا که با روش‌های مدرن امروزی (سونوگرافی) جنین های دختر را سقط می‌کنند.(هندوستان)&lt;BR&gt;این خشونت در خانواده‌هایی که منحصرا دختر دارند تمام عمر مادر و دخترها را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد و در صورت تولد وپذیرش نه چندان افتخار آمیز او، میزان و مدت شیردهی به او با نوزاد پسر فرق دارد. پدیده‌ی تبعیض در تغذیه به باور پزشکی متعارف و مردانه چنان جا افتاده که در کتاب‌های درسی دبیرستانی و پزشکی میزان کالری و تغذیه دریافتی دختر بچه‌ها را میزان کم تری در نظر می گیرند و در دو جدول جداگانه آموزش می دهند و نابرابری در رشد را باز تولید می کنند. در حالی که در خانواده‌ها و جوامعی که بدون این جداول و بی تبعیض تر کودکان دختر و پسر خود را پرورش می‌دهند حداقل هردو، برابری فیزیکی و همسانی رشد نشان می دهند. ( بدون در نظر گرفتن تبعیض‌های جنسیتی، فرهنگی و...). وپس از آن نیز نحوه تغذیه و تربیت دختر بچه و پسر بچه آشکارا متفاوت و تبعیض‌امیز است.&lt;BR&gt;دختران به دلیل شکل خاص بلوغ فرد و تغییرات جسمی و عاطفی نیازهای ویژه ای دارند که از نیاز به تغذیه مناسب و بهتر از پسران(به علت از دست دادن مقادیری آهن در هر دوره جنسی) تا نیاز به توجه، احترام، مهر و عاطفه و ... است، تا از خویشتن تصویری سالم و مثبت بدست آورند و به همین ترتیب در زندگی آینده خویش دست به انتخاب های سالم و مثبت بزنند و خود آگاهی و پذیرش خویشتن در آنان تقویت شود.&lt;BR&gt;در این دوره است که توجه به جنس دیگر و سازگاری و تطابق جنسی شکل می گیرد که از اجزای تکامل کلی فرد به سوی بلوغ است. جنسیت پایه ایست که هم حفظ نسل و هم لذت مشخص بر آن استوار است. اگر هویت جنسی به شکل مناسب رشد نکند، تمام فرآیند رشد و تکامل تحت تاثیر منفی آن قرار می گیرد، سرکوب بیش از حد جنسی به بیان طبیعی عشق خدشه وارد می کند و هویت جنسی فرد را در حد یک شیرخوار نازل نگه می دارد. آشفتگی در تکامل جنسی به ناسازگاری فردی و اجتماعی منجر می شود(نمونه آن قتل ها و تجاوزها در صفحه حوادث روزنامه ها) خشونت های جنسی و تجاوز به نوجوانان با رفتارهای جنسی پرخطر و مصرف مواد مخدر در بزرگسالی رابطه دارد. بسیاری از مطالعات مطرح می کنند که قربانیان خشونت جنسی در دوران کودکی در ایجاد مسائل بغرنج دوران ما همانند بارداری در نوجوانی، بیماری های آمیزشی(سوزاک، سفلیس، تب خال تناسلی و ایدز) و فحشا نقش دارد. پژوهشگران دانشگاه براون دریافتند که مردان و زنانی که در کودکی یا نوجوانی مورد تجاوز به عنف قرار گرفته اند، چهار بار بیش از افراد دیگر به فحشا روی می آورند، دو برابر دیگران تعدد رابطه در سال دارند و درگیر روابط جنسی لاابالی و حتی با افراد ناشناس می شوند.اگر نوجوان از این مرحله به خوبی بگذرد، قادر است با تغییرات زندگی خود و تغییرات جامعه و تغییر نقش زنان و مردان کنار بیاید. های اختصاصی و کلیشه ای مردانگی و زنانگی از خود بروز می دهند. مردان منطقی، غالب، مستقل، بدون عاطفه و مهاجم هستند. زنان حساس، عاطفی، مربی، وابسته و مطیع هستند. اما در برخی فرهنگ ها زنان مهاجم و غالب هستند و مردان حساس و عاطفی اند. اگر فرضا استعداد و آمادگی ذاتی متفاوت هم برای هر جنس وجود داشته باشد، نشانگر آن است که فرهنگ های ویژه ای برخی رفتارها را تقویت و برخی دیگر را سرکوب می کنند. به علاوه رسانه ها و مذاهب تمایل عجیبی به خلق، تقویت و ابدی کردن بسیاری از تمایزهای چنین نقش هایی دارند. نقش های کلیشه ای جنسی در راه توسعه و تکامل توانایی ها و شخصیت طبیعی افراد مانع ایجاد می کند و فشار و ابهام درباره نقش های مردانه و زنانه بر میزان بالای حاملگی های ناخواسته، طلاق و نارضایتی جنسی موثرند.**&lt;BR&gt;بیماری های منتقله از راه جنسی یکی از مهمترین مسائل بهداشت جنسی به ویژه در زنان است، زیرا تنها این زنان اند که آسیب پذیرند. فعالان مبارزه با ایدز با آگاهی دادن به مردان به آنان این اختیار را می دهند که از تکنولوژی ای به نام کاندوم، که راحت هم به دست می آید، استفاده کنند. فعالان مبارزه با ایدز تکنولوژی پیشگیری دیگری در اختیار معتادان تزریقی قرار می دهند: شستن و ضد عفونی کردن سوزن(یا استفاده از سرنگ یک بار مصرف)، که در اختیار همه است، اما فقط و فقط زنان اند که قرن های متمادی است در خانه هایی هستند که مردان بدانجا رفت و آمد می کنند و در حالی که نیازمند به حفاظت از خود هستند روش هایی مطمئن و موثر برای کنترل بیماری های واگیر در دست ندارند.&lt;BR&gt;در شرایط ناآگاهی و نبود آموزش، زنان 4 بار بیش از مردان در معرض آلودگی به ویروس ایدز می باشند. به علاوه افکار و باورهای غلطی در جامعه رسوخ کرده که به این آشفتگی دامن می زند و وضع را خزاب تر می کند از آن جمله :&lt;BR&gt;- اگر کسی برای برقراری رابطه جنسی تا ازدواج صبر کند اهل است یا مرد نیست.&lt;BR&gt;- اگر مردی تنها با همسر خود رابطه جنسی داشته باشد بی عرضه است.&lt;BR&gt;- ما نمی توانیم شهوت جنسی را مهار یا متوقف کنیم.&lt;BR&gt;- مردان نمی توانند تحریکات جنسی خود را کنترل کنند و به محض تحریک باید رابطه جنسی برقرارکنند(یکی از دلایل تجاوز به کودکان و نوجوانان و نزدیکان)&lt;BR&gt;- هم بستر شدن با دختر باکره بیماری آمیزشی را درمان می کند.&lt;BR&gt;- رابطه جنسی با یک کودک ایدز را درمان می کند.&lt;BR&gt;- زنان باید در رابطه جنسی از مردان حرف شنوی داشته باشند.&lt;BR&gt;- چون با من بیرون آمده و شام خورده حق دارم هر چه می خواهم با او و مانند اینها؟!... انجام دهم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;مشکل دیگر بهداشت زنان خشونت جنسی است. خشونت جنسی غالبا مانع بزرگی برای شناخت حقوق تولید مثل و کنترل زن بر بدن خویش است. در شرایطی که کشورهای شمال بهترین و مجهزترین مراکز درمانی را دارند و کشورهای جنوب هم از نوعی مراکز درمانی که در آن مراقبت های بارداری، حق انتخاب، ایمنی و تامین برخی نیازهای بهداشتی زنان برخوردارند، در سطح روابط کاملا خصوصی یک مانع جدی برای حق انتخاب زنان وجود دارد و آن هم خشونت مردانه است که تن به گفتگوی رسمی درباره حق انتخاب و حقوق تولید مثل نمی دهد. این خشونت به شکل های تجاوز، خشونت جنسی، تضعیف زن برای حفظ خود از حاملگی ناخواسته و بیماری های مسری مانند ایدز نمود دارد. ممکن است کشوری خدمات بهداشت باروری عالی و ... داشته باشد، اما در چنین کشوری یک مرد همچنان می تواند به بدن یک زن تعدی و تجاوز کند و حق استقلال و خودمختاری جنسی او را به بدترین شکل پایمال کند. نتیجه این که مردان باتجاوز خود و به طور یک طرفه، تمام حقوق زنان، آزادی تولید مثل و استقلال آنان را که مبارزان جنبش زنان برای تضمین آن به سختی مبارزه کرده اند، بر باد می دهند. متاسفانه در سراسر دنیا آمارها بر تجاوز، به عنوان واقعیت مشترک زندگی زنان و دختران دلالت دارد. 6 طرح تحقیقاتی دقیق در آمریکا نشان می دهد که یک هفتم تا یک پنجم زنان آمریکایی قربانی تجاوز بوده اند. تحقیقات فوق همچنین جمعیت قابل توجهی را ثبت کرده است که مورد خشونت واقع شده اند. این دختران و زنان شخص مهاجم را می شناسند(از نزدیکان!). واقعیتی که با مطالعات دیگر در مالزی، مکزیک، پاناما، پرو، شیلی و آمریکا تایید می شود (ایران؟). رقم بزرگی از این تجاوزها علیه دختران 15 ساله و کمتر واقع شده است (36 تا 58 درصد ) و درصد تکان دهنده ای علیه دختران زیر ده سال!!&lt;BR&gt;تجاوز ممکن است علاوه بر آسیب و هتک حرمت زن، پیامدهای جدی برای سلامت تولید مثل او داشته باشد که خطر حاملگی و مبتلا شدن به بیماری های آمیزشی از آن جمله اند.&lt;BR&gt;هزاران هزار زنی که در کشورهایی زندگی می کنند که سقط جنین غیر قانونی است، باید از تحقیر مضاعفی رنج ببرند، زیرا هم به آنان تجاوز شده است و هم مجبورند بچه ای را به دنیا بیاورند که فرزند یک متجاوز است. اغلب این افراد بسیار جوانند و کودکانی هستند که با تجاوز پدر و یا خویشاوند نزدیک خود حامله شده اند.&lt;BR&gt;حاملگی و زایمان های سنین نوجوانی موجب افزایش خطر در سلامت مادر و کودک، ترک تحصیل، کاهش توانایی در انجام کار و افزایش نرخ رشد جمعیت می شود.&lt;BR&gt;تحقیقات متعددی نشان می دهد خشونت های جنسی در خردسالی تنها یا مهم ترین علت رفتارهای جنسی مخاطره آمیز و مصرف مواد مخدر و فحشا در دوران بزرگسالی هر دو جنس است.&lt;BR&gt;از انواع دیگر خشونت، خشونت های سازمان یافته ی دولتی علیه زنان فقیر و اقلیت های قومی است که به شکل مقطوع النسل کردن بدون اطلاع آنان انجام گرفته و می گیرد. نمونه های هندوستان و پورتوریکو نمونه های شرم آور تاریخ بهداشت زنان است.&lt;BR&gt;مورد قابل اعتنای دیگری که کمتر هم طرح شده و می شود، اختصاص دادن بودجه کم تر تحقیقاتی برای مسائل پزشکی و بهداشتی زنان در کشورهای پیشرفته صنعتی جهان است. در آمریکا بودجه تحقیقات سرطان پروستات 6000 برابر بودجه تحقیقات سرطان سینه و رحم است. اغلب پزشکان به برداشتن سینه و رحم مبادرت می ورزند و به پیامدهای جسمانی و روانی مسئله کاملا بی توجه اند.&lt;BR&gt;فقر زنان نیز عامل دیگر محرومیت آنان از بهداشت، بهداشت جنسی و حقوق جنسی شان است. تهیه و تامین خوراک و مسکن غالبا با مردان است و زنان در این رابطه قدرت مدارانه جنسی در موقعیت فرودستی قرار می گیرند که ناچار می شوند به رابطه ی جنسی با خشونت، بی محافظت و بی برنامه تنظیم خانواده تن دهند.&lt;BR&gt;ما زنان خواستار آنیم که هزینه های نظامی گری و اسلحه سازی صرف بهداشت و تحقیقات بیماری ها، واکسن، دارو و هزینه آموزش مردم در راه پیشگیری بیماری های خطرناکی چون ایدز و صرف رشد و تکامل روحی و ذهنی و تربیت جنسی افراد جامعه شود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;-------------------------------------------------------&lt;BR&gt;*- 99% از مرگ و میر ها در کشورهای جنوب رخ می‌دهد: در آفریقا از هر ۲۰ زن یک نفر، در آسیا از هر ۵۴ زن یکی و درآمریکای لاتین از هر ۷۳زن یک نفر، براثر عوارض ناشی از بارداری و زایمان می‌میرد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;**- فشار بر مرد برای اجرا و عمل، فشار بر زن برای بچه دار شدن، فشار بر مرد برای مخفی کردن احساسات، فشار بر زن برای جذابیت جنسی بدون آن که تحریک آمیز باشد و ...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 24 Apr 2008 15:14:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=barabarimag&amp;postid=14</comments>
<dc:creator>barabarimag</dc:creator>
<guid>http://barabarimag.blogfa.com/post-14.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>معرفی نظریه های فمینیستی - بخش دوم</title>
<link>http://barabarimag.blogfa.com/post-13.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;محمدکریم آسایش&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در بخش نخست به ریشه واژه فمینیسم، ایده رهایی زنان پیش از فمینیسم، 8 مارس، لیبرال فمینیسم و ارائه چهارچوبی کلی از دیدگاه های بنیانگزاران سوسیالیسم علمی و مارکسیست های انقلابی پیرامون مساله زن پرداختیم. در این بخش به معرفی و بررسی مارکسیسم فمینیسم، سوسیال فمینیسم و آنارکوفمینیسم خواهیم پرداخت. اما پیش از آن شرحی از تجدید نظرطلبی در بینش انقلابی مارکسیسم در مساله زن ارائه می شود تا چگونگی زایش انحرافات نظری در نگرش چپ به مساله زنان روشن گردد.&lt;BR&gt;لاسالیسم یکی از آن انحرافات بود که همانند سلف خود، پرودونیسم، با اشتغال زنان مخالف بود. انجمن کارگران آلمان که در سال 1863 توسط لاسال بنیان گذاشته شد،  به مسائل زنان کارکن بی اعتنا بود و آنجا که به آن می پرداخت نظیر قطعنامه ششمین مجمع عمومی انجمن کارگران آلمان در سال 1876 چنین بود :&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;”اشتغال زنان در کارگاه های صنعت مدرن، یکی از ننگین ترین تعدیات عصر ماست. ننگ آور است، زیرا وضعیت مادی کارگران را نه تنها بهبود نمی بخشد، بل آن را بدتر می کند و ننگ آور است، زیرا نابودی خانواده را به دنبال دارد و این تخریب، زندگی خصوصی آنان را به وضعیت نکبت باری سوق می دهد که در آن آخرین تعلقات مطلوبشان نیز از آنان گرفته می شود. این مساله دلایل بیشتری در مورد رد تلاش های جاری به منظور افزایش هرچه بیشتر بازار برای نیروی کار زنان به دست می دهد. تنها، محو حاکمیت سرمایه می تواند راه چاره را تضمین کند تا از این طریق نهادهای ارگانیک سازنده بتوانند رابطه مزد بگیری را از میان برده و کارگران را به ثمرات کامل کارشان برسانند“&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;لاسالی ها تنها به بیان چنین مواضع ارتجاعی بسنده نکردند، بلکه دست اندرکار  به راه انداختن ”جنبش کارگری ضد زن“ شدند. آن ها مردان کارگر را تشویق می کردند که در مقابل اشتغال زنان مقاومت کنند. ] البته مواضع لاسالی ها به شدت مورد انتقاد قرار گرفت، مارکس در ”نقد برنامه گوتا“ ،  لوئیز تو پیترز در ”حق زنان برای کار“ و راه اندازی انجمن عمومی زنان آلمان  و موریس مولر در انجمن کارگران آلمان که در سومین کنفرانس، آن را به حمایت از اشتغال زنان و آزادی زنان واداشت[ لاسالی ها در سومین کنفرانس انجمن کارگران که تحت تاثیر دیدگاه های موریس مولر به قطعنامه های حمایت از اشتغال زنان رای داد، چنین مواضع عقب مانده ای را ابراز کردند: ”به هر حال برای آنکه بتوانیم زنان را رها سازیم، ابتدا باید کارگران مرد را به طور کامل رها ساخته باشیم“، ”تنها کافیست که مردان کار کنند و جایگاه زن حفظ حکومت خانگی است.“ با این حال، این برخورد مثبت کنفرانس در سال 1865  به صورت امری منحصر به فرد در می آید و در کنگره 1868 تکرار نمی شود، حتی در سال 1866، بخش آلمانی انجمن بین المللی کارگران ( انترناسیونال اول ) یعنی آیزناخری ها با کپی برداری از دیدگاه و ادبیات لاسالی، طرح مباحثه ای منتشر کرد که در آن چنین عبارت پردازی های تهوع آوری پیرامون مساله کار زنان آمده بود :&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;”نیاز به فراهم آوردن امکاناتی است که در آن هر مرد بالغ بتواند همسری اختیارکند و خانواده ای تشکیل دهد که موجودیت اش از طریق کار او تضمین شده باشد. در این صورت دیگر از مخلوقات درمانده ای که در تجرد قربانی نومیدی شده و به خود و طبیعت پشت می کنند و با فحشا و تجارت جسم خویش، لکه  ای بر دامن ”تمدن“ می باشند،  اثری نخواهد بود. کار به حق زنان و مادران، در خانه و خانواده بوده و عبارت است از مراقبت از کودکان و نظارت بر تعلیم و تربیت اولیه آنان که به درستی پیش شرط آن این است که زنان و کودکان آموزش کافی داشته باشند. در کنار وظایف سنگین مرد و پدر در زندگی اجتماعی و خانواده، زن و مادر باید مظهر آرامـش و شاعرانه بودن زندگی خانوادگی باشند و به روابط اجتماعی لطف و زیبایی بخشند و تاثیر نجیبانه ای در افزایش لذات بشر از زندگی داشته باشند.“&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در تقابل با این دیدگاه، شورای عمومی انترناسیونال پیش نویس بیانیه ای را ارایه داد که چنین بود: ”ما گرایش صنعت مدرن را دایر بر کشاندن کودکان و افراد جوان از هر دو جنس، به درون نیروی کار  تولید اجتماعی، گرایشی مترقی، کامل و مجاز تلقی می کنیم، هر چند شیوه تحقق آن، تحت حاکمیت سرمایه، نفرت انگیز و محکوم است.“ مخالفان کار زنان به وقیحانه ترین بیان ها و استدلال ها به مخالفت با این بیانیه پرداختند: ”جای زن در مطبخ خانگی و میان فرزندانش و آموختن اصول اولیه تربیتی به آنان است. کار زن عظیم است، در صورتی که جای به حقش به او داده شود. اگر ما او را از تاثیرات مضر آسوده داریم، وی رکن دموکراسی و آزادی خواهد بود“ ، ”آری به نفع هر دو جنس است که جایگاه شرافتمندانه ای برای زنان تضمین شود. اگر با سازماندهی منطقی تر جامعه، تشکیل خانواده را برای هر مرد بالغی ممکن گردانیم، فحشا به خودی خود پایان می پذیرد“. کم مانده بود بگویند بهشت زیر پای مادران است. یک گروه فرانسوی برای حفظ موضع موجود در پیش نویس شورای عمومی انترناسیونال چنین پیشنهاد کردند : ”فقدان تعلیم و تربیت ، کار اضافی ، دستمزد کم و شرایط غیر بهداشتی در کارخانه، علل فساد اخلاقی و جسمانی موجود در میان زنان کارگر است  این علل را می توان از میان برداشت و آنچه برای این کار لازم است، تنها سازماندهی بهتر کار، یعنی کار تعاونی است. ما باید تلاش کنیم که کاری که زن را برای حداقل معیشت نیازمند آن است، متناسب با قدرت جسمی وی گردانیم و این بدان معنی نیست که کار را از وی دریغ کنیم.“ سرانجام پیشنهادهای حامی کار زنان در کنگره رای نیاورد. توضیح آنکه شورای عمومی انترناسیونال در کنترل مارکس و انگلس بود.&lt;BR&gt;آیزناخری ها بعدها در دیدگاه خود تجدید نظر کردند و در کنگره عمومی کارگران سوسیالیست آلمان در 1869 در مقابل لاسالی ها قرار گرفتند و از حق رای زنان و از کار زنان حمایت کردند. البته در این کنگره، در مورد حق رای لاسالی ها موفق می شوند و در مورد کار زنان، آیزناخری ها. همچنین آیزناخری ها پیشنهاد دستمزد برابر زنان و مردان را مطرح کردند که پذیرفته نشد. در کنفرانس وحدت احزاب لاسالی و ایزناخ در 1875 هم این مجادله دوباره مطرح شد، گرچه این بار آیزناخری ها نسبتا موفق بوند. این شرح طولانی از مجادله سوسیالیست ها بر سر یکی از مسایل کلیدی زنان یعنی کار زنان بود تا نظریات تجدیدنظرطلبانه ارتجاعی در بینش انقلابی مارکسیسم را به صورت نمونه وار نشان دهد. نمونه های دیگر نیز می توان برشمرد. پل لافارگ که معتقد بود زنان به جای حق اشتغال،  باید خواهان مهدکودک و شرایط مادری بهتر و غذای مدرسه باشند. یا موضع انگلس در ”منشا خانواده ، مالکیت خصوصی و دولت“ که عامل اولیه گذار به تک همسری را ”اشتیاق زن به پاکدامنی ، به ازدواج موقت یا دایم با مردی واحد و یا برای نجات“ بیان کرد. این نگرش ها سبب آن شد که با اینکه نفس کار زن پذیرفته شده بود و حتی مساله حق رای زنان و دستمزد مساوی مورد توافق عام بود اما در سوسیال دموکراسی دیدگاهی شکل بگیرد که از آن می توان تحت عنوان ”فمینیسم حمایتی“ یاد کرد. دیدگاهی که به طرح اصلاحاتی برای محدود کردن کار زنان (اگر چه نه ممنوعیت آن) تحت لوای حمایت از زنان کارگر می پرداخت. در این نگرش کار زنان در کنار کار کودکان نگریسته می شد و برای محدودیت آن چاره اندیشی می گشت، در مقابل دیدگاهی بود که به اصلاح شرایط کار فارغ از نگرش مرد محورانه تاکید می کرد و کار زنان را در کنار کار مردان ارزیابی می کرد و اصلاح کلی شرایط کار برای هر دو جنس را در کنار محدودیت کار کودک طلب می نمود. همچنین دریافت های ارتجاعی  سبب نگرشی در سوسیال دموکراسی شدند که دغدغه جدی اش حفظ سلامت خانوادگی و مبارزه با فحشا بود. سوسیالیستهای اتریشی (ویکتور آدلر و آدلهاید پپ) حق رای زنان (و به طور کلی آزادی زنان) را موکول به حق رای کارگران مرد می کردند. ولادیمیر ایلیچ لنین هم علی رغم دیدگاه های انقلابی اش پیرامون کار زنان، حقوق برابر زنان، نقش زنان در سیاست و دستاوردهای عظیم انقلاب اکتبر در زمینه زنان، در مورد مسایل جنسی و خانواده موضعی محافظه کار و ارتجاعی داشت. وی در نامه به اینس آرماند (از اعضای حزب بولشویک، همراه نزدیک کولنتای و زتکین) چنین می نویسد : ”عشق آزاد یک خواست بورژوایی است و جای آن در نشریه ای که برای کارگران زن نوشته شده، نیست. آزادی در عشق را زن های بورژوازی می خواهند، زیرا آن ها از نتایج جدی یک عشق شانه خالی می نمایند، می خواهند همچون ”مردان جوان“ زندگی نمایند و از داشتن بچه خود را رهایی ببخشند، بتوانند کلاه سر طرف بگذارند، نباید آنگونه که اینس آرماند می نماید ازدواج بدون عشق را در برابر عشق آزاد، عشق آتشین گذاشت. بلکه باید در برابر ازدواج بی عشق، آنچنان که در بورژوازی رسم است، ازدواج پرولتاریایی با عشق را قرار داد.“ همچنین در گفتگو با کلارا زتکین چنین بیان می کند: ”بعضی جوانان درباره ”روابط جنسی“ با تظاهر مدعی تئوری هایی هستند که آنها را ”انقلابی“ و ”کمونیستی“ می خوانند. تئوری هایی که بورژوازی خیلی بیش از آن ها به کار برده است، به کار بستن این تئوری ها اجتماع را مبدل به یک فاحشه خانه خواهد کرد...“ لنین در عباراتی استعاری در این مورد چنین بیان می کند ”البته تشنگی باید رفع شود، اما آیا یک انسان طبیعی خود را در کوچه به روی شکم می اندازد تا بتواند یک جرعه از گودال کثیف بنوشد؟ و حتی آیا می تواند از پیاله ای بنوشد که لبه هایش با ده ها دهان آلوده شده است ؟“ این چنین بود که ترم های ارتجاعی ”ازدواج پرولتاریایی“ و ”خانواده سوسیالیستی“  پدید آمدند تا حدی که بعدها ”آیین همسر گزینی پرولتری“ نیز ساخته و پرداخته شد. ضد انقلاب استالینی هم دستاوردهای انقلاب اکتبر در زمینه زنان را مورد هجمه قرار داد، سازمان زنان (ژنوتدل) را منحل کرد و اعلام کرد که مساله زنان در شوروی حل شده است. تروتسکسیم هم -البته به غیر از جناح چپ آن که از تروتسکیسم گسست مثل ”قدرت کارگری“ یا ”سوسیالیسم یا بربریت“ یا ”اخبار و نامه ها“- موضعی سنتریستی داشت، علی رغم آن که از مشی انقلابی سخن می گفت و به افشای خیانت های استالین به دستاوردهای انقلاب اکتبر در زمینه زنان می پرداخت، اما در ترم ارتجاعی ”خانواده سوسیالیستی“ گرفتار بود، با چشم پوشی بر ستمدیدگی سیستماتیک زنان در سرمایه داری دولتی و با دولت منحط کارگری خواندن شوروی و اقمار، انقیاد زنان در این نظام ها را ناشی از خیانت های رهبری رژیم های آن می دانست نه شکل خود ویژه ای از انقیاد طبقاتی زنان. با اسلام گرایی و و با الهیات رهایی بخش  به مغازله پرداخت (هنوز هم می پردازد)، در مورد مساله زنان و نیاز به زیبایی یا به انکار آن نیاز پرداخت و در کنار جریانات راست هوادار سانسور قرار گرفت و یا تسلیم الگوهای بورژوا-امپریالیستی زیبایی آمریکایی شد.&lt;BR&gt;در چنین شرایطی و در غیاب الگوی رادیکال و انقلابی مارکسیستی در مساله زنان بود که خوانش های فمینیستی چپ زاده شد. (با دستاوردهای مهمش و با انحراف های نظری مهم ترش)&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;مارکسیسم-فمینیسم&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;مارکسیسم-فمینیسم با تئوری پردازانی چون هایدی هارتمن، میشل بارت، مارگارت بنستون، ماریا رزا دالا کوستا ظاهر شد و با اتهام کور جنسی به مارکسیسم، سعی در تلفیق جامعه گرایی، خوانش خود از ماتریالیسم تاریخی و فمینیسم کرد و نقطه محوری بحث خود را عرصه خصوصی قرار داد (کار خانگی، روابط جنسی، تولید متل) در این میان بحث کار خانگی مهم ترین مساله را شکل می داد و حل آن از طریق اجتماعی کردن کار خانگی(بنستون) یا مبارزه علیه کار خانگی (دالا کوستا) به محور استراتژی های مارکسیست-فمینیستی  برای رهایی زن تبدیل شد. در این دیدگاه مردسالاری ( پاتریارکی) پیش از سرمایه داری دارای پایه مادی نیست و با سرمایه داری و رانش زنان به عرصه بازتولید و کار بدون مزد خانگی دارای پایه مادی می شود -بگذریم از تناقض آن با بحثشان پیرامون پیدایش خانواده حول محور ارث که یک پایه مادی مشخص است- این ادعا با آثار مستدل ماتریالیسم تاریخی (درباره تکامل مادی تاریخ، دفاتر قوم شناختی و منشا خانواده، مالکیت خصوصی و دولت) در تقابل است و همین طور با شواهد و کشفیات متقن مردم شناسی. (آثار باکوفن و مورگان) ]گرچه تبیین های متفاوتی از این پایه مادی مردسالاری شده است اما در همه این تبیین ها که علی رغم اختلافات، نزدیکی هایی هم دارند، نفس وجود این پایه مفروض است.[ درباره اتهام کورجنسی به مارکسیسم هم که در بخش نخست نشان دادیم که مارکسیست های انقلابی چگونه و با چه نگرشی به مساله زن پرداختند. مارکس  بحث کار خانگی را به طور گذرا در بحث بازتولید و جزئی از آن مطرح کرده بود و علت آن که آن را مساله محوری (برخلاف مارکسیست-فمینیست ها) قرار نداده بود، نه کور جنسی وی  بلکه طرح مساله زن در ارتباط با مناسبات اجتماعی و اقتصادی  و کل سپهر طبقاتی، نه فقط خانواده و عرصه خصوصی بود. با این حال مارکسیست-فمینیست ها علی رغم اشتباهات نظری دستاوردهای مهمی نیز داشتند. مباحث غنی آن ها برای شناخت کار خانگی، شناسایی زنان خانه دار به عنوان سوژه های خود تکامل یابنده، افشای ستم بر زنان در شوروی و اقمار، نا کافی دانستن براندازی اقتصادی سرمایه داری برای محو ستم بر زنان، توجه به نقش ایدئولوژی در سرکوب زنان از جمله این دستاوردهایند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;سوسیال فمینیسم &lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;سوسیال فمینیسم حاصل مباحثه مارکسیسم-فمینیسم، فمینیسم روانکاوی و رادیکال فمینیسم است. از نظریه پردازان این دیدگاه می توان به سیلویا والبی، زیلا آیزنشتاین، پاملا آبوت، کلر والاس و شیلا روباتم اشاره کرد. در این نگرش دو سیستم در نظر گرفته می شوند، سرمایه داری (برگرفته از مارکسیسم-فمینیسم) و مردسالاری (برگرفته از رادیکال فمینیسم). برای تحلیل مردسالاری هم از فمینیسم روانکاو و رادیکال فمینیسم به صورت توامان بهره برده می شود. در این دیدگاه نیز همانند مارکسیسم فمینیسم، اتهام کور جنسی به مارکس و مارکسیسم تکرار می شود. در این نگرش، مردسالاری فراتاریخی دانسته می شود و کمونیسم بدوی و مادرسالاری نادیده گرفته می شود. ایراد این نظر تنها در رد دوره ای تاریخی نیست، بلکه پاشنه آشیل آن در نگرشی است که در غیر تاریخی گری آن نهفته است، یعنی برداشت ایده آلیستی از مردسالاری، تبدیل آن به یک مقوله، نظام مفاهیم، ساخت ایدئولوژیک  که مستقل از مناسبات طبقاتی است.(گرچه با آن مناسباتی برقرار می کند و پیوندهایی دارد) از اینجاست که روانشناسی سوسیال فمینیستی، روانشناسی است در مفهوم فردی آن، بین مرد سالاری و سرمایه داری تعارض تبیین می گردد (چون مردسالاری ساختی مستقل دیده می شود که با ساختی دیگر می تواند تعارض کند) و برای مبارزه با مردسالاری، جهان  بینی زنانه لازم می شود که پدید آید (در مقابل مارکسیسم که جهان بینی کارگری دارد). اکنون به نقد جداگانه هر یک از این ایده ها می پردازیم . &lt;BR&gt;روانشناسی سوسیال فمینیستی نظام جنس-جنسیت را بر اساس مردسالاری تعریف می کند یعنی در چهارچوب مناسبات قدرت میان زن و مرد، ایدئولوژی جنسیت. از این رو قائل به تقدم ساز و کار جنسی در فرآیند روانی است (هم فرویدی ها، هم نو فرویدی ها و هم لکانی ها) ایراد این دیدگاه در چند وجه است. اولین وجه آن ایده آلیسم است، تحلیل ساز و کارهای روانی از روی ایدئولوژی، مقولات، ... در غلتیدن به فردمحوری در تحلیل روانی و قائل شدن به فرد خود بنیاد. پیرامون مساله روانشناسی و تبیین صورتبندی رابطه جنسی، دیدگاه هایی در میان سوسیالیست ها وجود دارد که این تبیین را از ایده آلیسم و آشفتگی می رهاند.کونو این نظر را طرح کرد که شکل اجتماعی رابطه جنسی، منوط به شرایط مادی تولید است. کائوتسکی نیز بر این باور بود که عامل کلیدی در شکل گیری روابط ”جفت یابی“، تقسیم کار میان جنس هاست.کریستوفر کادول این مساله را صورتبندی موسع تری می بخشد. وی در ابتدا ماهیت اسطوره ای-ایده آلیستی روانشناسی فرویدی را تشریح می کند.(دوگانگی ابدی غرایز که ریشه در دوگانگی اساطیری دارد، تقسیم سه گانه متافیزیکی که یا واگشت را در پی دارد  یا حفظ وضع موجود و یا دوگانگی جاودان). او مفروضات روانشناسی را که به ایده آلیسم ره می برد نقد می کند (فرض تقدم روانشناسی بر جامعه شناسی، فرض فرا تاریخی بودن غرایز و سائق ها، فرض تقدم عشق جنسی بر  کارکرد اقتصادی متابولیسم، فرض دوگانگی های جاودان، فرض تقلیل گرایانه جنسی فرویدی). از این رو وی روانشناسی را بر مبنای جامعه شناسی بنا می نهد، جامعه شناسی که تاریخی، اقتصادی و مادی است و در نتیجه تعارض های جنسی، انحرافات، نوروزها را در سطح کلان وا می کاود و آن را بر اساس مناسبات طبقاتی تحلیل می کند. همان طور که الکساندرا کولنتای نیز چنانچه در بخش گذشته شر ح داده شد در ”ایدئولوژی کارگری و عشق“ و ”زنان و مبارزه طبقاتی در جامعه“، هم تحول صورتبندی های رابطه جنسی و هم بحران های دامنگیر آن را بدون توسل به اسطوره های روانکاوانه براساس تحلیل مناسبات اجتماعی-اقتصادی در تاریخ تشریح کرد.&lt;BR&gt;سوسیال فمینیست ها قائل به پدیداری جهان بینی زنانه اند و بیان می کنند که در مارکسیسم، جهان از دید طبقه کارگر نگریسته می شود و پدیدآوری جهان بینی زنانه را ضرورت می دانند. این نگرش هم نشات گرفته از مقوله مردسالاری و فراتاریخی دانستن آن است. وقتی مردسالاری  به یک نظام فراتاریخی تبدیل می گردد، نقش کار در تکامل انسان، نقش تقسیم کار در پدید آمدن جامعه طبقاتی-مرد سالار ثانوی می شود و عامل جنسیت برجسته می گردد. ]این تاکید بر عامل اقتصادی نه دفاع از اکونومیسم، که هم مارکس و هم انگلس اقتصاد را در تحلیل نهایی عامل موثر و تعیین کننده دانسته اند و جنسیت، نژاد، ایدئولوژی، مذهب و ... هرکدام به عنوان مقولاتی با تعین مادی تاثیرگذاری مستقل خاص خویش را دارند، بلکه دفاع از ماتریالیسم در برابر ایده آلیسم است[ / برای شرح بیشتر این مساله رجوع شود به ”درباره ماتریالیسم تاریخی“ : مارکس و انگلس، ”نقش کار در گذار میمون به انسان“ : فردریش انگلس، ”مکاتبات مارکس و انگلس پیرامون ماتریالیسم تاریخی“، ”منشا خانواده، مالکیت خصوصی و دولت“ : فردریش انگلس/ هم چنین جهان بینی مارکسیستی انسان باور است نه کارگری /رجوع شود به ”نامه به آرنولد روگه“، ”دستنوشته های اقتصادی و فلسفی 1844“، ”گامی در نقد فلسفه حق هگل“ و ”تزهایی درباره فوئرباخ“ : کارل مارکس/ منتها انسان اجتماعی و به طور تاریخی مشخص که در هر دوره تاریخی نقش تحول را بر عهده دارد  و انسان اجتماعی مشخص تاریخی عصر سرمایه داری، پرولتاریا (طبقه کارگر) است. از این رو زنان به عنوان سوژه های خود تکامل یابنده که رهایی انسان منهای رهایی آن ها و رهایی آن ها منهای رهایی انسان از مناسبات طبقاتی حاصل نمی آید باید با نگرش طبقاتی (یعنی ضد مناسبات طبقاتی) و ضد جنسیتی عمل نمایند (مقصود از عمل در اینجا همان پراکسیس یعنی فعالیت انقلابی-انتقادی است)  نه با جهان بینی زنانه که ملهم از ایده آلیسم رادیکال فمینیسم است که بر محور ارزش های زنانه (خواهری، عشق، صلح و ...) می باشد که به صورتی انتزاعی و نظرورزانه  پیش فرض های جنسیتی را به خود حمل می کند. سوسیال فمینیست ها بین مردسالاری و سرمایه داری قائل به تضادند. این هم ناشی از نگرش آن ها به مردسالاری به عنوان نظامی جداگانه است و همچنین باور به بی طرفی جنسیتی سرمایه داری که صرفا برای منافعش با مردسالاری سازگاری هایی می کند (علی رغم تعارضش). آنچه واقعیت دارد نه تعارض سرمایه داری و مردسالاری، بلکه تغییر شکل اعمال مردسالاری است -گرچه سوسیال فمینیست ها به این تغییر شکل هم قائلند- اما  چون آن را نظامی جداگانه می بینند و غیر طبقاتی، لذا این تغییرات برایشان تعارض جلوه می کند. همچنین سوسیال فمینیست هایی چون سیلویا والبی، طبقه را براساس مبادله تعریف می کنند و نه تولید  و این هم باز یک واگشت به اقتصاد سیاسی کلاسیک و کنار زدن مارکسیسم است. زیرا اقتصاد سیاسی کلاسیک است که در عرصه مبادله (بازار) متوقف می شود و مقولات و مناسبات را بر آن اساس تبیین می کند. با این حال سوسیال فمینیسم از جهاتی مهم است. نگرش چند راستایی، بهره گیری از روانکاوی، مباحث برای تبیین جایگاه تولید مثل.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;آنارکوفمینیسم&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;آنارکو فمینیسم (فمینیسم آنارشیستی) با چهره هایی چون اما گلدمن، مارگارت سنگر، الیزابت گرلی فین، کارول الریخ از رادیکال ترین و انقلابی ترین گرایش های فمینیستی است. این دیدگاه در گذشته از شاخه های مختلف آنارشیسم، مارکسیسم،  نیچه و روانکاوی ملهم بود و امروزه با موقیعت گرایی، آتونومیسم و رادیکال فمینیسم  نیز آمیخته است. آنارکو فمینیست ها قاطعانه علیه سرمایه داری، دولت، مذهب، خانواده و کلیشه های جنسیتی اند،  اما مشکل آنها در فقدان نظام مندی، توهم نسبت به امکان رهایی فردی و بی اعتنایی سیاسی به سیاست است. آن ها بر دو اصل رهایی فردی  و ضد سیستم سازی تمرکز دارند و استراتژی آن ها برای رهایی زنان از این دو طریق است. مهم ترین اثر آنارکو فمینیستی، ”عشق و ازدواج“ اثر اما گلدمن است که در آن به بیگانگی نهاد ازدواج (خانواده) از عشق، ضرورت آزادی عشق از قید خانواده، مذهب و سرمایه می پردازد. آنارکو فمینیسم، تاکید ویژه ای بر نقش انقلابی آزادی عشق دارد و در واقع دیدگاه آنارکو فمینیستی را در شعار ”هر چه بیشتر عشق می ورزم، بیشتر می خواهم که انقلاب کنم / هر چه انقلاب می کنم، بیشتر می خواهم که عشق بورزم“  از شعارهای جنبش 68 فرانسه می توان دریافت. آنارکو فمینیست ها در جنبش انقلابی کارگری در فرانسه، اسپانیا و آمریکا نقش برجسته ای داشته اند. از جمله نقش آنها درIWW  (کارگران صنعتی جهان) و اعتصاب معروف ”نان و گل های سرخ“  یا اتحادیه شوالیه های کار. با این حال گرایشی فرعی و انحرافی در آنارکو فمینیسم وجود داشت که به احیای زنانگی و خانواده باور داشت از جمله لوئیز میشل، لی لی گر ویلگینسون، فرانسیس سوینی یا بنابر برخی قرائن، ویکتوریا وودهال. این گرایش یا به سمت احیای خانواده متعارف می رفت یا به سمت خانواده اشتراکی با ”بر کشیدن  روابط جنسی از سطح جسمانی به سطح روحانی“ که این گرایش آخری تحت تاثیر نظریه های روح گرایی بود و دیدگاه احیای خانواده متعارف تحت تاثیر آرای پرودون.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 24 Apr 2008 15:10:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=barabarimag&amp;postid=13</comments>
<dc:creator>barabarimag</dc:creator>
<guid>http://barabarimag.blogfa.com/post-13.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گزارش خبری- تحلیلی جنبش زنان در اسفندماه 1386</title>
<link>http://barabarimag.blogfa.com/post-12.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;در اسفندماه سال گذشته، شاهد اتفاقات بسیار مهمی در جنبش زنان ایران بودیم. از سویی برگزاری مراسم گرامیداشت 8 مارس، روز جهانی زن و از سوی دیگر برخوردهایی که با زنان ایران صورت گرفت. در ابتدا به شرح برگزاری مراسم 8 مارس در جای جای ایران می پردازیم:&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;گرامیداشت ”۸ مارس، روز جهانی زن“، توسط کانون وحدت دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی تبریز &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;همایش گرامیداشت ”۸ مارس، روز جهانی زن“، توسط کانون وحدت دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی تبریز در تاریخ ۲۰ اسفند در سالن آمفی‌تآتر ساختمان&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://barabarimag.persiangig.com/image/n1/2.jpg&quot; align=left border=0&gt; علامه جعفری دانشگاه آزاد اسلامی تبریز برگزار شد. برای نخستین بار دانشگاه آزاد تبریز شاهد برگزاری مراسمی در گرامیداشت روز جهانی زن بود. این همایش با سخنرانی خانم ساناز ارجمند دبیر تشکل کانون وحدت و ارائه ی مقاله‌ای در مورد تاریخچه‌ای کوتاه از ۸ مارس توسط یکی از دانشجویان آغاز شد. سپس مجری برنامه با اشاراتی به تاریخ مبارزات زنان به وضعیت فعالین زن در ایران اشاره کرد. پس از آن میهمان برنامه سرکار خانم سارا کاظمی(از فعالین سیاسی-اجتماعی تبریز) بعد از سخنرانی کوتاه خود به سوالات دانشجویان پاسخ گفت. ادامه ی این برنامه -که بخش اعظم آن نیز بود- به شکل تریبون آزاد برگزار شد، به طوری ‌که عموما خود دانشجویان پاسخ دانشجویان دیگر را از طریق تریبون آزاد می دادند. همین روند باعث گردید که تقابل های جالبی بین دانشجویان به وجود بیاید. در حاشیه ی این مراسم ۳ ساعته عکس هایی از جنبشهای زنان در نقاط مختلف جهان و ایران به نمایش گذاشته شده بود که مورد استقبال دانشجویان واقع شد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;گزارشی از مراسم روز جهانی زن در سنندج &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;به مناسبت روز جهانی زن روز یک شنبه 9 مارس 2008 در سنندج درمحل خانه تشکل های غیر دولتی مراسمی توسط جامعه حمایت از زنان و کانون دفاع از حقوق کودکان بر گزار شد. در جوار این مراسم نمایشگاهی از عکس های زنان قربانی خشونت و فقر به نمایش گذاشته شد. مردم و شرکت کنندگان شهر سنندج از محل نمايشگاه هشت مارس درمحل مراسم با شور وشوق استقبال کردند و در قسمتی هم عکس هایی از فعالیت های تا کنونی جامعه حمایت از زنان به نمایش در آمد. همچنین شعارهای مختلفی هم در کنار عکس ها نصب شده بود. مراسم با سخنرانی ثریا محمدی در مورد اوضاع و شرایط نگران کننده و نامناسب امروز زنان آغاز شد. وی همچنین به محدویت های فعالیت در این زمینه اشاراتی کرد و تاکید کرد که با وجود موانع ما تا آنجا که می توانیم تلاش خود را در هر جایی که بتوانیم انجام می دهیم تا از حقوق زنان دفاع کنیم.&lt;BR&gt;در ادامه تاریخچه ی از 8 مارس و مبارزات زنان در کشور های مختلف توسط شتاو نودینیان و ثریا محمدی ارائه شد. که مورد توجه حاضران قرار گرفت.&lt;BR&gt;بعد از آن تعدادی از حاضران صحبت هایی در مورد مسائل و مشکلات زنان در جامعه ایراد کردند و به نمونه هایی از این موارد اشاراتی داشتند.&lt;BR&gt;همچنین درمورد مطالبات و مبارزات روز هشت مارس در ایران و مشکلات و موانع فراروی جنبش زنان بحث و تبادل نظر شد. و برضرورت کار جمعی علنی و متشکل، موثر و عملی به طور جدی در دفاع از مطالبات و خواست های زنان به شیوه های مختلف تاکید کردند.&lt;BR&gt;درادامه آمانج زمانی سخنرانی کرد و مطالبات این دوره از جنبش زنان را برشمرد و راهکارهای عملی برای کسب مطالبات زنان در جامعه را تشریح کرد که مورد تشویق حاضران قرار گرفت. او همچنین به ابعاد انسانی و مطالباتی که جامعه حمایت از زنان در این چند سال نمایندگی کرده اشاره کرد و گفت که اگر شرایط به ما اجازه می داد ما در این قامت هستیم که در ابعاد وسیعی مردم را دور این خواست ها جمع کنیم و به نمونه هایی از مراسم های 8 مارس در سال های گذشته و حضور چند هزار نفری مردم در آن اشاراتی کرد. در ادامه شعری در مورد زنان توسط شاعر آزادیخواه آرش کمانگر خوانده شد که مورد تشویق حاضرین قرار گرفت.&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://barabarimag.persiangig.com/image/n1/4.jpg&quot; align=right border=0&gt; او در ادامه به سنگسار دختر 8 ساله ای در اهواز اشاره کرد که آن را غیر انسانی و متوحشانه خواند. آرش کمانگیر بر این نکته تاکید کرد که جنبش اجتماعی زنان و مردان آزادیخواه قادر است که در برابر هرگونه تعرض و بی حقوقی بر زنان مبارزه کند و باید در مقیاس سراسری متحد و متشکل شود.&lt;BR&gt;در پایان قطع نامه ای در 12 بند خوانده شد و مورد تایید و تشویق حاضرین قرار گرفت و مراسم درساعت 6:30  به پایان رسید.&lt;BR&gt;زنان و مردان شرکت کننده در مراسم 8 مارس، در قطعنامه خود خواستار تامین مطالباتی شدند چون:&lt;BR&gt;- تامین زندگی و مسکن مناسب برای کودکان - دختران و زنان بی پناه و خیابانی&lt;BR&gt;- رفع تبعیض از زنان در تمام شئونات زندگی سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی&lt;BR&gt;- پرداخت دستمزد برابر برای زن و مرد&lt;BR&gt;- حق آزادی بیان و تشکل و توقف هر گونه سرکوب فعالین اجتماعی و نهادهای مدنی و صنفی&lt;BR&gt;- برابری کامل زن و مرد در برابر قانون مانند حق مالکیت ، حق شهادت ، دیه ، حضانت ، طلاق و ارث بدون تبعیض جنسیتی&lt;BR&gt;- فراهم آوردن زمینه های سالم جهت کسب استقلال اقتصادی زنان و ایجاد مراکز آموزشی رایگان&lt;BR&gt;- ایجاد امنیت شغلی و رفع کامل مشکلات زنان کارگر و بهرمندی زنان خانه دار و بی سرپرست از خدمات رایگان و حق بیمه و ایجاد شرایط یکسان زن و مرد در تمام پست های شغلی و مدیریتی.&lt;BR&gt;- رهایی از هر گونه قیود و برخورداری از کلیه گونه حقوق انسانی در تمامی ابعاد فردی و اجتماعی&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;گزارشی از برگزاری مراسم 8 مارس در اطراف کامیاران&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;مراسم گرامیداشت 8 مارس روز جهانی زن با حضور اعضای شورای زنان و جمعی از فعالین حقوق زنان در شهرهای كامیاران، كرمانشاه و سنندج، روز شنبه 8 مارس در اطراف کامیاران برگزار گردید.&lt;BR&gt;این مراسم با حضور جمع کثیری از زنان و مردان آزادیخواه و برابری طلب از ساعت 3 و با یک دقیقه سکوت به یاد تمامی جانباختگان راه آزادی و برابری آغاز شد.&lt;BR&gt;در ادامه مراسم مجری برنامه، ابتدا شعری  به همین مناسبت و همچنین تاریخچه 8 مارس را خواند و پس از آن یكی از فعالین زن شهرستان كامیاران شعری تحت عنوان ”من انسانم“ را ایراد کرده و در ادامه نیز یكی از اعضا و فعالین شورای زنان سنندج در رابطه با ضرورت تشکیل یابی به سخنرانی پرداخت.&lt;BR&gt;یكی دیگر از فعالین شورای زنان سنندج در رابطه با 6 مارس روز همبستگی جهانی با کارگران ایران و همچنین حمایت از کارگران زندانی ”محمود صالحی“ و ”منصور اسانلو“ سخنرانی کرده و پس از آن 2 مقاله از سوی  شورای زنان سنندج در رابطه با اعتیاد و وضعیت زن در جامعه ایران خوانده شد.&lt;BR&gt;مقاله ای در رابطه با خشونت بر زنان در خانواده در نظام های طبقاتی،  شعری در نقد روز مادر تحت عنوان مادر، توسط یكی از زنان كامیاران و قطعنامه 8 مارس از سوی فعالین جنبش زنان کامیاران ادامه بخش برنامه بودند که با استقبال حاضرین در مراسم روبرو شد.&lt;BR&gt;گفتنی است که محل برگزاری مراسم گرامیداشت 8 مارس در کامیاران با پلاکاردهای، ”جنبش زنان متحد جنبش كارگری“، ”8 مارس روز جهانی زن گرامی باد“، ”كارگران زندانی محمود صالحی و منصور اسانلو آزاد باید گردند“ و ”آپارتاید جنسی ممنوع“ مزین شده بود و این مراسم در میان شور و شوق شرکت کنندگان پایان یافت. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;مراسم گرامیداشت روز جهانی زن در اصفهان&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;مراسم گرامیداشت روز جهانی زن، 8 مارس، ظهر روز سه شنبه در دانشگاه اصفهان برگزار شد. در این مراسم که با حضور دانشجویان چپ برگزار شد، 2 تن از دانشجویان به سخنرانی پرداختند و تبعیض های جنسیتی را محکوم کردند. اعتراض به صدور قرارهای سنگین برای دانشجویان چپ طلب در بند، اعتراض به انتقال بهروز کریمی زاده به بند عمومی و اعتراض به صدور حکم اعدام برای فعالین مدنی به خصوص فرزاد کمانگر، معلم آزادیخواه کامیارانی دیگر موضوعاتی بودند که دانشجویان در سخنان خود به آنها پرداختند.&lt;BR&gt;دانشجویان پلاکارد هایی با عناوینی چون ”جهان دیگری ممکن است“، “برابری، آزادی، هویت انسانی“، “قرارهای صادره برای دانشجویان را لغو کنید“، “صدور حکم اعدام برای فعالین مدنی محکوم است“ در دست داشتند.&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://barabarimag.persiangig.com/image/n1/3.jpg&quot; align=left border=0&gt;&lt;BR&gt;دانشجویان در این مراسم طی یک عمل ابتکاری اقدام به جمع آوری کمک مالی برای تامین وثیقه ی بهروز کریمی زاده نمودند که با استقبال سایر دانشجویان روبرو شد.&lt;BR&gt;این مراسم با خواندن قطعنامه ی صادره به مناسبت 8 مارس پایان یافت.&lt;BR&gt;در قسمتی از قطعنامه آمده بود :&lt;BR&gt;چراغ می کشی و ماهتاب می روید&lt;BR&gt;ستاره می شکنی ، آفتاب می روید&lt;BR&gt; اساس فعالیت های ما رهایی انسان می باشد؛ که این خواسته با رهایی کل جامعه پیوندی ناگسستنی دارد.&lt;BR&gt; برابری کامل انسانی و لغو هر گونه آپارتاید جنسی که متاسفانه در حال سرایت به آپارتاید علمی نیز می باشد. ( منظور بحث سهمیه بندی دانشگاه ها براساس جنسیت می باشد.)&lt;BR&gt; ما مدافع حقوق اساسی جنبش کارگری، معلمان ، پرستاران و دیگر اقشار زحمت کش جامعه می باشیم که در تضاد دایمی با منافع صاحبان قدرت و سرمایه ( که آن را در انحصار خویش دارند) به سرمی برند.&lt;BR&gt; آزادی بدون قید و شرط بیان و پس از بیان یکی از خواسته های اساسی ما می باشد.&lt;BR&gt; ما خواهان برخورداری زنان سرپرست خانواده و خانه دار از بیمه ی بیکاری می باشیم.&lt;BR&gt; آزادی ، رفاه ، بهداشت ، شادی و امنیت حق همه ی انسان هاست.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;همچنین روز شنبه ۱۸ اسفند برابر با ۸ مارس در دامنه کوه جنیره، روبروی پارک پیرمراد در شهر بانه مراسمی با حضور جمعی از زنان و مردان برابری طلب برگزار شد. در اول مراسم یکی از شركت كنندگان بعنوان مجری انتخاب شد. بعد از یک دقیقه سکوت به یاد جانباختگان راه آزادی و برابری یکی از شركت گنند گان سرود انترناسیونال را خواند و سپس یکی از حاضرین به مناسبت این روز سخنانی ایراد کرد. سپس یکی از زنان حاضر در مراسم  مطلبی به مناسبت 8 مارس قرائت كرد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;دو خبر از سنگسار: عفو زنی محکوم به سنگسار، و حکم سنگسار برای دو خواهر&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران، اعلام کرد که مکرمه ابراهیمی، زنی که به جرم ”زنای محصنه“ به سنگسار محکوم شده بود، عفو شده و از زندان آزاد شده است. مکرمه ابراهیمی که مادر دو فرزند است، یازده سال گذشته را به جرم داشتن رابطه نامشروع با جعفر کیانی در زندان گذراند. حکم سنگسار جعفر کیانی، چند ماه قبل در روستایي از توابع تاکستان قزوین اجرا شد.&lt;BR&gt;همچنین دو خواهر با نام های زهره و آذر کبیری نیت که از سوی همسر زهره مورد اتهام ارتباط نامشروع با مردانی غریبه قرار گرفته بودند، پس از محاكمه در شعبه ۱۲۸ دادگاه عمومي فرديس كرج به ۹۹ ضربه شلاق محكوم شدند و با قطعي شدن راي، حكم آنها اجرا شد، ولی در حالي‌كه تصور بر اين بود كه دو خواهر آزاد شوند، اين دو دوباره به زندان بازگردانده شدند.  شش ماه بعد احضاريه‌يي در زندان به دست آنها رسيد كه تاكيد مي‌كرد آن ها بايد در شعبه ۸۰ دادگاه كيفري استان تهران به جرم زناي محصنه محاكمه شوند. اما از آنجايي كه مدارك اجراي حكم ۹۹ ضربه شلاق در پرونده اين دو خواهر در زمان محاكمه مجدد در دست نبود، قضات شعبه ۸۰ دادگاه كيفري استان تهران با استناد به علم قاضي، زهره و آذر را به سنگسار محكوم كردند و اين حكم مورد تاييد ديوان عالي كشور قرار گرفت.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;درگذشت مریم فیروز&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;همچنین مریم فیروز از فعالان زنان حزب توده ایران که سالها به فعالیت های زنان و حزبی می پرداخت  در اسفندی که گذشت، زندگی را وداع گفت..&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 24 Apr 2008 15:00:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=barabarimag&amp;postid=12</comments>
<dc:creator>barabarimag</dc:creator>
<guid>http://barabarimag.blogfa.com/post-12.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>برابری</title>
<link>http://barabarimag.blogfa.com/post-11.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;مایا آنجلو&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وانمود می کنی مرا سایه ای گریزان می بینی&lt;BR&gt;از ورای پنجره ای با شیشه های مات؛&lt;BR&gt;اگرچه ساعت ها بی پروا در برابر نگاهت بایستم&lt;BR&gt;و قدم از قدم بر ندارم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اعتراف می کنی مرا به سختی می شنوی &lt;BR&gt;همچون نجوایی از دوردست ها&lt;BR&gt;اگرچه تپش های دلشکسته ی قلبم، یکنواخت و رسا&lt;BR&gt;آهنگ دلخسته ی روحم را بنوازند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برابری! و آنگاه من آزاد خواهم شد.&lt;BR&gt;برابری! و آنگاه من آزاد خواهم شد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ما، من و تو، گذشته ای بس اندوهبار را  سپری کرده ایم&lt;BR&gt;ما، من و تو، از تاریخ تاریک خود شرمساریم&lt;BR&gt;اما من در جاده ی آینده رهسپارم&lt;BR&gt;و تو همچنان در جاده ی گذشته راه می پویی.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برابری! و آنگاه من آزاد خواهم شد.&lt;BR&gt;برابری! و آنگاه من آزاد خواهم شد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چشم بند سیاهت را بردار&lt;BR&gt;و گوش هایت را از پنبه های انبوهی که در آن ها فرو کرده ای برهان!&lt;BR&gt;آنگاه اعتراف کن صدای فریادم را شنیده ای &lt;BR&gt;و اشک هایم را بر گونه هایم دیده ای.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جاری  پرخروش خون در رگ هایم را بشنو&lt;BR&gt;و به تپش های دلشکسته قلبم گوش فرادار&lt;BR&gt;که چگونه در شبان و روزان بی انتها با صدایی یکنواخت و رسا&lt;BR&gt;آهنگ غمبار روحم را می نوازند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برابری! و آنگاه من آزاد خواهم شد.&lt;BR&gt;برابری! و آنگاه من آزاد خواهم شد.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 24 Apr 2008 14:56:14 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=barabarimag&amp;postid=11</comments>
<dc:creator>barabarimag</dc:creator>
<guid>http://barabarimag.blogfa.com/post-11.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زنی عاشق که با جغد دهشت در پرواز است</title>
<link>http://barabarimag.blogfa.com/post-10.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;غادة السلمان&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;TABLE cellSpacing=1 cellPadding=2 width=&quot;100%&quot; border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;در خانه زن شرقی&lt;BR&gt;الفبا می میرد&lt;BR&gt;در قربانگاه روزمرگی های حقیر ...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;آیا ظرف های نقره ای را&lt;BR&gt;برق انداخته ای&lt;BR&gt;به جای حروف الفبا ؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;آیا فرش ها و پشتی ها را گردگیری کرده ای &lt;BR&gt;و گذاشته ای که مژگان سرمه کشیده ات را  &lt;BR&gt;غبارآلود کنند؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;مهمانان کی می آیند؟&lt;BR&gt;با عجله به مرغدانی برو&lt;BR&gt;درون بیهودگی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;آیا سیب زمینی ها را سرخ کرده ای&lt;BR&gt;روی اجاق&lt;BR&gt;و حروفت را خرد کرده ای ؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;آیا آن پیراهن مخملت را می پوشی&lt;BR&gt;همان لباس دیوانه ها را؟&lt;BR&gt;آیا برای نقاب های کارناوال&lt;BR&gt;تملق می گویی؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;آیا کفش های مهمانان را&lt;BR&gt;با مرکب قلمت&lt;BR&gt;رنگین خواهی کرد&lt;BR&gt;و خون استعدادت را بیرون کشیده ای&lt;BR&gt;در شبی که آن ها در آستانه ترساندنت&lt;BR&gt;گربه را در حجله کشتند؟&lt;BR&gt;آنجا مقبره ای است&lt;BR&gt;به نام روزمرگی&lt;BR&gt;که در آن حروف الفبای زن شرقی&lt;BR&gt;دفن می شود&lt;BR&gt;-مانند بدنه ماشین های درهم شکسته زنگ زده-&lt;BR&gt;که همواره رویای باد و دوردست ها و شهوت افق را &lt;BR&gt;می بیند ...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;هرشب، قصه می گویم&lt;BR&gt;برای پنجره ای در افق فلزی مقبره&lt;BR&gt;آرام از آن بالا می روم&lt;BR&gt;و گریزان، به جنگل می جهم&lt;BR&gt;تا بالهایم را بگسترانم&lt;BR&gt;پیش از آنکه زنگار و بید  آن ها را بخورند &lt;BR&gt;و با جغد دهشت&lt;BR&gt;به سرزمین رازها پرواز می کنم &lt;BR&gt;به دور از مقبره های حروف&lt;BR&gt;در دهلیزهای قربانگاه غم های  شرقی ...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top&gt;
&lt;P align=left&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 251px; HEIGHT: 235px&quot; height=196 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://barabarimag.persiangig.com/image/n1/5.gif&quot; width=28 border=0 valign=&quot;top&quot;&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 24 Apr 2008 14:54:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=barabarimag&amp;postid=10</comments>
<dc:creator>barabarimag</dc:creator>
<guid>http://barabarimag.blogfa.com/post-10.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نشریه برابری (پیش شماره) منتشر شد!</title>
<link>http://barabarimag.blogfa.com/post-9.aspx</link>
<description>&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;          - &lt;/STRONG&gt;&lt;A href=&quot;http://www.barabarimag.blogfa.com/post-8.aspx&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;برابر نهاد&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;STRONG&gt;          - &lt;/STRONG&gt;&lt;A href=&quot;http://www.barabarimag.blogfa.com/post-7.aspx&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;تاریخچه ی 8 مارس در ایران و جهان&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;          - &lt;/STRONG&gt;&lt;A href=&quot;http://www.barabarimag.blogfa.com/post-6.aspx&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;معرفی نظریه های فمینیستی - بخش اول&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;STRONG&gt;          - &lt;/STRONG&gt;&lt;A href=&quot;http://www.barabarimag.blogfa.com/post-5.aspx&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;خواست های کنونی زنان&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;STRONG&gt;          - &lt;/STRONG&gt;&lt;A href=&quot;http://www.barabarimag.blogfa.com/post-4.aspx&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;زنان، نیرویی تازه، شور و شوقی تازه&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;STRONG&gt;          - &lt;/STRONG&gt;&lt;A href=&quot;http://www.barabarimag.blogfa.com/post-3.aspx&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;من کیستم؟&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;STRONG&gt;          - &lt;/STRONG&gt;&lt;A href=&quot;http://www.barabarimag.blogfa.com/post-2.aspx&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;مویه ای تاریک بر خاموشی زن&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;STRONG&gt;          - &lt;/STRONG&gt;&lt;A href=&quot;http://www.barabarimag.blogfa.com/post-1.aspx&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;شعری از مهستی شاهرخی&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://barabarimag.persiangig.com/document/barabari-n-0.pdf&quot;&gt;&lt;IMG alt=&quot;فایل PDF نشریه&quot; hspace=0 src=&quot;http://barabarimag.persiangig.com/image/fp/fp-n0.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;دریافت نشریه در یک فایل&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 24 Mar 2008 21:23:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=barabarimag&amp;postid=9</comments>
<dc:creator>barabarimag</dc:creator>
<guid>http://barabarimag.blogfa.com/post-9.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>برابر نهاد</title>
<link>http://barabarimag.blogfa.com/post-8.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;برابری آمده است تا از حقوق برابر انسان ها بگوید و جامعه ای آزاد و برابر را نوید دهد. جامعه ای که در آن ”ضعیفه“، “جنس دوم“ و ”شهروند درجه دو“ نباشد. در این راه ما دفاع از برابری حقوقی را جدا از تلاش برای ساختن جهانی برابر نمی دانیم، همانطور که شکل گیری جامعه  برابر را در گرو دفاع از حقوق برابر می دانیم. برابری نشریه ای دانشجویی است، لذا در درجه ی اول به تبعیض در دانشگاه، خوابگاه و سایر محیط های مرتبط با حوزه ی دانشجویی توجه می کند و مخاطب اصلی خود را دختران دانشجو می داند. با این حال بر این دیدگاه است که دانشگاه جدا از جامعه نیست و تبعیض در جامعه، شکل دهنده ی تبعیض در دانشگاه است. همچنین علاوه بر تاکید خاص بر مسایل عینی(تبعیض ها و خشونت های قانونی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی)، برآنیم که به نظریه و فرهنگ هم بپردازیم. نقد نظری و بازسازی نظری در زمینه ی مسائل زنان را برای ارتقای آگاهی ضروری می دانیم و نگرش انتقادی به فرهنگ و نمایاندن ذهنیت مردسالار را در لایه های پنهان آن، با بحث و معرفی فرهنگ بدیل پیوند می زنیم تا فرهنگ سازی را وجهه ی همت خود قرار دهیم.&lt;BR&gt;سازماندهی اجتماعی، بازسازی نظری و فرهنگ سازی با حرکت جنبشی، از پایین و در عمق همبسته است و رادیکالیسم به معنای دست بردن به ریشه ی قضایا لازمه آن است. از این رو با توجه به پیوند جامعه و دانشگاه، رابطه ی سیستمی انواع تبعیض ها و ستمها(جنسی، طبقاتی، سیاسی، فرهنگی) به دنبال همبستگی جنبش های اجتماعی(زنان، دانشجویی، کارگری) برای رفع تبعیض هستیم. جنبش زنان در ایران و جهان سابقه ی درخشانی دارد و راز رهایی زنان یعنی جنبش رادیکال و همبسته را دریافته است. جنبش جهانی زنان که نماد خود را در 8 مارس می بیند، همراه بوده است با پیوند جنبش زنان با جنبش کارگری، جنبش صلح، جنبش های دموکراتیک، جنبش ضد تبعیض نژادی، جنبش دانشجویی، جنبش فرهنگ بدیل، جنبش محیط زیست، جنبش ضد نئولیبرالیسم و جهانی سازی و سایر جنبش ها.&lt;BR&gt;جنبش زنان در ایران هم همواره با جنبش های اجتماعی و تحولات اجتماعی و نیروهای مترقی همراه بوده است. نقش زنان در نهضت مشروطه، نهضت جنگل، نهضت ملی، مبارزات نیروهای چپ در دهه های 20 و 30، انقلاب 57 و حتی جنبش اصلاحات سیاسی در ایران همه بیانگر این نکته اند. مبارزات زنان در ایران از همان ابتدا به شکلی رادیکال علیه سنت ها و خرافات بود و این را در آثار و فعالیت های چهره های مختلف جنبش زنان از جمله طاهره قره العین، تاج السلطنه، زندخت شیرازی، محترم اسکندری، روشنک نوعدوست و بعدها فروغ فرخزاد می توان دید. برابری تلاش دارد تا این روح سرزنده را (البته در حد توان خود) دوباره در جنبش زنان ایران بدمد. برابری پیشینه ی تاریخی درخشانی دارد. این نام، تاریخ خود را در نشریه ی برابری (ارگان زنان حزب سوسیال دموکرات آلمان) به سردبیری کلارا زتکین باز می جوید. نشریه ای که در آن نویسندگانی چون آگوست ببل، رزا لوکزامبورگ و الکساندرا کولنتای قلم می زدند. با این حال برابری، نشریه ی یک نگرش خاص نیست و تریبونی است برای طرح دیدگاه های مختلف پیرامون مساله ی زنان تا باب گفتگو وهمکاری را بگشاید و مساله ی زنان را در دانشگاه فراگیر نماید.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;زن در یک ملک بدین گونه پریشان تا چند؟&lt;BR&gt;دست و پا بسته و لب بسته به زندان تا چند؟     (زندخت شیرازی)&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 13 Mar 2008 14:55:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=barabarimag&amp;postid=8</comments>
<dc:creator>barabarimag</dc:creator>
<guid>http://barabarimag.blogfa.com/post-8.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
