برابری آمده است تا از حقوق برابر انسان ها بگوید و جامعه ای آزاد و برابر را نوید دهد. جامعه ای که در آن ”ضعیفه“، “جنس دوم“ و ”شهروند درجه دو“ نباشد. در این راه ما دفاع از برابری حقوقی را جدا از تلاش برای ساختن جهانی برابر نمی دانیم، همانطور که شکل گیری جامعه برابر را در گرو دفاع از حقوق برابر می دانیم. برابری نشریه ای دانشجویی است، لذا در درجه ی اول به تبعیض در دانشگاه، خوابگاه و سایر محیط های مرتبط با حوزه ی دانشجویی توجه می کند و مخاطب اصلی خود را دختران دانشجو می داند. با این حال بر این دیدگاه است که دانشگاه جدا از جامعه نیست و تبعیض در جامعه، شکل دهنده ی تبعیض در دانشگاه است. همچنین علاوه بر تاکید خاص بر مسایل عینی(تبعیض ها و خشونت های قانونی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی)، برآنیم که به نظریه و فرهنگ هم بپردازیم. نقد نظری و بازسازی نظری در زمینه ی مسائل زنان را برای ارتقای آگاهی ضروری می دانیم و نگرش انتقادی به فرهنگ و نمایاندن ذهنیت مردسالار را در لایه های پنهان آن، با بحث و معرفی فرهنگ بدیل پیوند می زنیم تا فرهنگ سازی را وجهه ی همت خود قرار دهیم.
سازماندهی اجتماعی، بازسازی نظری و فرهنگ سازی با حرکت جنبشی، از پایین و در عمق همبسته است و رادیکالیسم به معنای دست بردن به ریشه ی قضایا لازمه آن است. از این رو با توجه به پیوند جامعه و دانشگاه، رابطه ی سیستمی انواع تبعیض ها و ستمها(جنسی، طبقاتی، سیاسی، فرهنگی) به دنبال همبستگی جنبش های اجتماعی(زنان، دانشجویی، کارگری) برای رفع تبعیض هستیم. جنبش زنان در ایران و جهان سابقه ی درخشانی دارد و راز رهایی زنان یعنی جنبش رادیکال و همبسته را دریافته است. جنبش جهانی زنان که نماد خود را در 8 مارس می بیند، همراه بوده است با پیوند جنبش زنان با جنبش کارگری، جنبش صلح، جنبش های دموکراتیک، جنبش ضد تبعیض نژادی، جنبش دانشجویی، جنبش فرهنگ بدیل، جنبش محیط زیست، جنبش ضد نئولیبرالیسم و جهانی سازی و سایر جنبش ها.
جنبش زنان در ایران هم همواره با جنبش های اجتماعی و تحولات اجتماعی و نیروهای مترقی همراه بوده است. نقش زنان در نهضت مشروطه، نهضت جنگل، نهضت ملی، مبارزات نیروهای چپ در دهه های 20 و 30، انقلاب 57 و حتی جنبش اصلاحات سیاسی در ایران همه بیانگر این نکته اند. مبارزات زنان در ایران از همان ابتدا به شکلی رادیکال علیه سنت ها و خرافات بود و این را در آثار و فعالیت های چهره های مختلف جنبش زنان از جمله طاهره قره العین، تاج السلطنه، زندخت شیرازی، محترم اسکندری، روشنک نوعدوست و بعدها فروغ فرخزاد می توان دید. برابری تلاش دارد تا این روح سرزنده را (البته در حد توان خود) دوباره در جنبش زنان ایران بدمد. برابری پیشینه ی تاریخی درخشانی دارد. این نام، تاریخ خود را در نشریه ی برابری (ارگان زنان حزب سوسیال دموکرات آلمان) به سردبیری کلارا زتکین باز می جوید. نشریه ای که در آن نویسندگانی چون آگوست ببل، رزا لوکزامبورگ و الکساندرا کولنتای قلم می زدند. با این حال برابری، نشریه ی یک نگرش خاص نیست و تریبونی است برای طرح دیدگاه های مختلف پیرامون مساله ی زنان تا باب گفتگو وهمکاری را بگشاید و مساله ی زنان را در دانشگاه فراگیر نماید.
زن در یک ملک بدین گونه پریشان تا چند؟
دست و پا بسته و لب بسته به زندان تا چند؟ (زندخت شیرازی)


