تبليغاتX
برابری - مسائل بهداشت زنان

پروانه قاسمیان

قرار شد به مناسبت روز جهانی بهداشت برای نشریه برابری مطلبی در باره‌ی مسائل بهداشت زنان بنویسم. کتاب‌ها و یادداشت‌هایم را نگاه می‌کردم. دیدم علی رغم برخی دستاوردها، هرآنچه دارم از ایران و جهان، خبرهای هولناک است!
....علی‌رغم تلاش و کوشش‌های فعالان عرصه بهداشت و فعالان اجتماعی، انسان امروز هنوز دچار معضلات و مشکلاتی است که ۴ هزار سال پیش هم داشته ‌است. مثل عدم دسترسی به آب سالم (یک میلیارد نفر)، مرگ و میر براثربارداری و زایمان (مرگ بیش از۵۰۰.۰۰۰ زن در سال*)، تجاوز ، خشونت، جنگ، قاچاق زنان و کودکان و..... این حقایق تلخ باید هر انسانی را به فکر چاره بیاندازد.
مسایل بهداشت زنان از پیش از تولد هر نوزاد دختر و با حس ویرانگر طرد و خشونت آغاز می‌شود، از جایی که با روش‌های سنتی و خرافی قبل از تولد، دختر بودن جنین را تشخیص می‌دهند و برای مادر دل می‌سوزانند، تا آن جا که با روش‌های مدرن امروزی (سونوگرافی) جنین های دختر را سقط می‌کنند.(هندوستان)
این خشونت در خانواده‌هایی که منحصرا دختر دارند تمام عمر مادر و دخترها را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد و در صورت تولد وپذیرش نه چندان افتخار آمیز او، میزان و مدت شیردهی به او با نوزاد پسر فرق دارد. پدیده‌ی تبعیض در تغذیه به باور پزشکی متعارف و مردانه چنان جا افتاده که در کتاب‌های درسی دبیرستانی و پزشکی میزان کالری و تغذیه دریافتی دختر بچه‌ها را میزان کم تری در نظر می گیرند و در دو جدول جداگانه آموزش می دهند و نابرابری در رشد را باز تولید می کنند. در حالی که در خانواده‌ها و جوامعی که بدون این جداول و بی تبعیض تر کودکان دختر و پسر خود را پرورش می‌دهند حداقل هردو، برابری فیزیکی و همسانی رشد نشان می دهند. ( بدون در نظر گرفتن تبعیض‌های جنسیتی، فرهنگی و...). وپس از آن نیز نحوه تغذیه و تربیت دختر بچه و پسر بچه آشکارا متفاوت و تبعیض‌امیز است.
دختران به دلیل شکل خاص بلوغ فرد و تغییرات جسمی و عاطفی نیازهای ویژه ای دارند که از نیاز به تغذیه مناسب و بهتر از پسران(به علت از دست دادن مقادیری آهن در هر دوره جنسی) تا نیاز به توجه، احترام، مهر و عاطفه و ... است، تا از خویشتن تصویری سالم و مثبت بدست آورند و به همین ترتیب در زندگی آینده خویش دست به انتخاب های سالم و مثبت بزنند و خود آگاهی و پذیرش خویشتن در آنان تقویت شود.
در این دوره است که توجه به جنس دیگر و سازگاری و تطابق جنسی شکل می گیرد که از اجزای تکامل کلی فرد به سوی بلوغ است. جنسیت پایه ایست که هم حفظ نسل و هم لذت مشخص بر آن استوار است. اگر هویت جنسی به شکل مناسب رشد نکند، تمام فرآیند رشد و تکامل تحت تاثیر منفی آن قرار می گیرد، سرکوب بیش از حد جنسی به بیان طبیعی عشق خدشه وارد می کند و هویت جنسی فرد را در حد یک شیرخوار نازل نگه می دارد. آشفتگی در تکامل جنسی به ناسازگاری فردی و اجتماعی منجر می شود(نمونه آن قتل ها و تجاوزها در صفحه حوادث روزنامه ها) خشونت های جنسی و تجاوز به نوجوانان با رفتارهای جنسی پرخطر و مصرف مواد مخدر در بزرگسالی رابطه دارد. بسیاری از مطالعات مطرح می کنند که قربانیان خشونت جنسی در دوران کودکی در ایجاد مسائل بغرنج دوران ما همانند بارداری در نوجوانی، بیماری های آمیزشی(سوزاک، سفلیس، تب خال تناسلی و ایدز) و فحشا نقش دارد. پژوهشگران دانشگاه براون دریافتند که مردان و زنانی که در کودکی یا نوجوانی مورد تجاوز به عنف قرار گرفته اند، چهار بار بیش از افراد دیگر به فحشا روی می آورند، دو برابر دیگران تعدد رابطه در سال دارند و درگیر روابط جنسی لاابالی و حتی با افراد ناشناس می شوند.اگر نوجوان از این مرحله به خوبی بگذرد، قادر است با تغییرات زندگی خود و تغییرات جامعه و تغییر نقش زنان و مردان کنار بیاید. های اختصاصی و کلیشه ای مردانگی و زنانگی از خود بروز می دهند. مردان منطقی، غالب، مستقل، بدون عاطفه و مهاجم هستند. زنان حساس، عاطفی، مربی، وابسته و مطیع هستند. اما در برخی فرهنگ ها زنان مهاجم و غالب هستند و مردان حساس و عاطفی اند. اگر فرضا استعداد و آمادگی ذاتی متفاوت هم برای هر جنس وجود داشته باشد، نشانگر آن است که فرهنگ های ویژه ای برخی رفتارها را تقویت و برخی دیگر را سرکوب می کنند. به علاوه رسانه ها و مذاهب تمایل عجیبی به خلق، تقویت و ابدی کردن بسیاری از تمایزهای چنین نقش هایی دارند. نقش های کلیشه ای جنسی در راه توسعه و تکامل توانایی ها و شخصیت طبیعی افراد مانع ایجاد می کند و فشار و ابهام درباره نقش های مردانه و زنانه بر میزان بالای حاملگی های ناخواسته، طلاق و نارضایتی جنسی موثرند.**
بیماری های منتقله از راه جنسی یکی از مهمترین مسائل بهداشت جنسی به ویژه در زنان است، زیرا تنها این زنان اند که آسیب پذیرند. فعالان مبارزه با ایدز با آگاهی دادن به مردان به آنان این اختیار را می دهند که از تکنولوژی ای به نام کاندوم، که راحت هم به دست می آید، استفاده کنند. فعالان مبارزه با ایدز تکنولوژی پیشگیری دیگری در اختیار معتادان تزریقی قرار می دهند: شستن و ضد عفونی کردن سوزن(یا استفاده از سرنگ یک بار مصرف)، که در اختیار همه است، اما فقط و فقط زنان اند که قرن های متمادی است در خانه هایی هستند که مردان بدانجا رفت و آمد می کنند و در حالی که نیازمند به حفاظت از خود هستند روش هایی مطمئن و موثر برای کنترل بیماری های واگیر در دست ندارند.
در شرایط ناآگاهی و نبود آموزش، زنان 4 بار بیش از مردان در معرض آلودگی به ویروس ایدز می باشند. به علاوه افکار و باورهای غلطی در جامعه رسوخ کرده که به این آشفتگی دامن می زند و وضع را خزاب تر می کند از آن جمله :
- اگر کسی برای برقراری رابطه جنسی تا ازدواج صبر کند اهل است یا مرد نیست.
- اگر مردی تنها با همسر خود رابطه جنسی داشته باشد بی عرضه است.
- ما نمی توانیم شهوت جنسی را مهار یا متوقف کنیم.
- مردان نمی توانند تحریکات جنسی خود را کنترل کنند و به محض تحریک باید رابطه جنسی برقرارکنند(یکی از دلایل تجاوز به کودکان و نوجوانان و نزدیکان)
- هم بستر شدن با دختر باکره بیماری آمیزشی را درمان می کند.
- رابطه جنسی با یک کودک ایدز را درمان می کند.
- زنان باید در رابطه جنسی از مردان حرف شنوی داشته باشند.
- چون با من بیرون آمده و شام خورده حق دارم هر چه می خواهم با او و مانند اینها؟!... انجام دهم.

مشکل دیگر بهداشت زنان خشونت جنسی است. خشونت جنسی غالبا مانع بزرگی برای شناخت حقوق تولید مثل و کنترل زن بر بدن خویش است. در شرایطی که کشورهای شمال بهترین و مجهزترین مراکز درمانی را دارند و کشورهای جنوب هم از نوعی مراکز درمانی که در آن مراقبت های بارداری، حق انتخاب، ایمنی و تامین برخی نیازهای بهداشتی زنان برخوردارند، در سطح روابط کاملا خصوصی یک مانع جدی برای حق انتخاب زنان وجود دارد و آن هم خشونت مردانه است که تن به گفتگوی رسمی درباره حق انتخاب و حقوق تولید مثل نمی دهد. این خشونت به شکل های تجاوز، خشونت جنسی، تضعیف زن برای حفظ خود از حاملگی ناخواسته و بیماری های مسری مانند ایدز نمود دارد. ممکن است کشوری خدمات بهداشت باروری عالی و ... داشته باشد، اما در چنین کشوری یک مرد همچنان می تواند به بدن یک زن تعدی و تجاوز کند و حق استقلال و خودمختاری جنسی او را به بدترین شکل پایمال کند. نتیجه این که مردان باتجاوز خود و به طور یک طرفه، تمام حقوق زنان، آزادی تولید مثل و استقلال آنان را که مبارزان جنبش زنان برای تضمین آن به سختی مبارزه کرده اند، بر باد می دهند. متاسفانه در سراسر دنیا آمارها بر تجاوز، به عنوان واقعیت مشترک زندگی زنان و دختران دلالت دارد. 6 طرح تحقیقاتی دقیق در آمریکا نشان می دهد که یک هفتم تا یک پنجم زنان آمریکایی قربانی تجاوز بوده اند. تحقیقات فوق همچنین جمعیت قابل توجهی را ثبت کرده است که مورد خشونت واقع شده اند. این دختران و زنان شخص مهاجم را می شناسند(از نزدیکان!). واقعیتی که با مطالعات دیگر در مالزی، مکزیک، پاناما، پرو، شیلی و آمریکا تایید می شود (ایران؟). رقم بزرگی از این تجاوزها علیه دختران 15 ساله و کمتر واقع شده است (36 تا 58 درصد ) و درصد تکان دهنده ای علیه دختران زیر ده سال!!
تجاوز ممکن است علاوه بر آسیب و هتک حرمت زن، پیامدهای جدی برای سلامت تولید مثل او داشته باشد که خطر حاملگی و مبتلا شدن به بیماری های آمیزشی از آن جمله اند.
هزاران هزار زنی که در کشورهایی زندگی می کنند که سقط جنین غیر قانونی است، باید از تحقیر مضاعفی رنج ببرند، زیرا هم به آنان تجاوز شده است و هم مجبورند بچه ای را به دنیا بیاورند که فرزند یک متجاوز است. اغلب این افراد بسیار جوانند و کودکانی هستند که با تجاوز پدر و یا خویشاوند نزدیک خود حامله شده اند.
حاملگی و زایمان های سنین نوجوانی موجب افزایش خطر در سلامت مادر و کودک، ترک تحصیل، کاهش توانایی در انجام کار و افزایش نرخ رشد جمعیت می شود.
تحقیقات متعددی نشان می دهد خشونت های جنسی در خردسالی تنها یا مهم ترین علت رفتارهای جنسی مخاطره آمیز و مصرف مواد مخدر و فحشا در دوران بزرگسالی هر دو جنس است.
از انواع دیگر خشونت، خشونت های سازمان یافته ی دولتی علیه زنان فقیر و اقلیت های قومی است که به شکل مقطوع النسل کردن بدون اطلاع آنان انجام گرفته و می گیرد. نمونه های هندوستان و پورتوریکو نمونه های شرم آور تاریخ بهداشت زنان است.
مورد قابل اعتنای دیگری که کمتر هم طرح شده و می شود، اختصاص دادن بودجه کم تر تحقیقاتی برای مسائل پزشکی و بهداشتی زنان در کشورهای پیشرفته صنعتی جهان است. در آمریکا بودجه تحقیقات سرطان پروستات 6000 برابر بودجه تحقیقات سرطان سینه و رحم است. اغلب پزشکان به برداشتن سینه و رحم مبادرت می ورزند و به پیامدهای جسمانی و روانی مسئله کاملا بی توجه اند.
فقر زنان نیز عامل دیگر محرومیت آنان از بهداشت، بهداشت جنسی و حقوق جنسی شان است. تهیه و تامین خوراک و مسکن غالبا با مردان است و زنان در این رابطه قدرت مدارانه جنسی در موقعیت فرودستی قرار می گیرند که ناچار می شوند به رابطه ی جنسی با خشونت، بی محافظت و بی برنامه تنظیم خانواده تن دهند.
ما زنان خواستار آنیم که هزینه های نظامی گری و اسلحه سازی صرف بهداشت و تحقیقات بیماری ها، واکسن، دارو و هزینه آموزش مردم در راه پیشگیری بیماری های خطرناکی چون ایدز و صرف رشد و تکامل روحی و ذهنی و تربیت جنسی افراد جامعه شود.


-------------------------------------------------------
*- 99% از مرگ و میر ها در کشورهای جنوب رخ می‌دهد: در آفریقا از هر ۲۰ زن یک نفر، در آسیا از هر ۵۴ زن یکی و درآمریکای لاتین از هر ۷۳زن یک نفر، براثر عوارض ناشی از بارداری و زایمان می‌میرد.

**- فشار بر مرد برای اجرا و عمل، فشار بر زن برای بچه دار شدن، فشار بر مرد برای مخفی کردن احساسات، فشار بر زن برای جذابیت جنسی بدون آن که تحریک آمیز باشد و ...